SCDPP نسل جديد: September 2006

یکشنبه، مهر ۰۲، ۱۳۸۵


افزايش تعداد دستگيري
ها:


زندان هاي کشور پر شده
است



حسن زارع زاده اردشير
zarezade@gmail.com

۲ مهر ۱۳۸۵


منبع : روزآنلاین


زندان هاي کشور پر شده است

زندانيان سياسي دور تازه اي از اعمال فشار و محدوديت ها را در زندان ها و
بازداشتگاه هاي جمهوري اسلامي ايران تجربه مي کنند: "من شبها با دستبند و پابند مي
خوابم و تمام امکانات از من گرفته شده است." همين دو جمله از علي اکبر موسوي خوئيني
کافي است تا از عمق ماجرا سخن بگويد. اما همه چيز در اين دو جمله ختم نمي شود. حجم
بالاي دستگيري و بازداشت ها، احضارها و فشارهاي روزانه بر زندانيان سياسي و عقيدتي
حکايت از آغاز دوباره داستان تلخي دارد که برخي فکر مي کردند پرونده آن بسته شده
است: شکنجه زندانيان سياسي براي اعتراف گيري.


علي اکبر موسوي خوئيني دبير کل سازمان ادوار تحکيم، احمد باطبي دانشجوي زنداني و
تعدادي ديگر از جمله رضا ملک، عضو سابق وزارت اطلاعات که به دليل افشاگري در مورد
قتل هاي زنجيره اي بازداشت شده، همچنان در بند امنيتي 209 وزارت اطلاعات در داخل
زندان اوين به سر مي برند، اميد عباسقلي نژاد از بند 209 به زندان شهر آمل منتقل
شده، ناصر زرافشان وکيل پرونده قربانيان قتل هاي زنجيره اي و اسماعيل جمشيدي عضو
کانون نويسندگاه ايران، پس از پايان مدت زمان مرخصي مجددا به زندان بازگشته اند،
حسن ارک روزنامه نگار تبريزي روز ۲۹ شهريور توسط ماموران اداره اطلاعات تبريز
دستگير شد، چنگيز بخت آور و غلامرضا اماني نيز توسط همين اداره اطلاعات بار ديگر به
مدت دو روز تحت بازداشت و بازجويي قرار گرفته اند و کارگران معترض در بابلسر در
بازداشت به سر مي برند.


تهران؛ زندان اوين

علي اکبر موسوي خوييني که از سه ماه پيش در بازداشت وزارت اطلاعات است، به صورت
تحت‌‏الحفظ در مراسم چهلمين روز درگذشت پدرش حاضر شد، اما به رغم هماهنگي هاي به
عمل آمده، او با يک ساعت تاخير به مراسم رسيد و ماموران امنيتي نيز مانع ملاقات وي
با همسرش شدند. مهندس موسوي خوئيني نيز در مقابل مسجد با اعتراض نسبت به صد روز
زندان غير قانوني و نداشتن اجازه ملاقات با خانواده اش فرياد زد: "به همه اعلام
کنيد که من تحت فشارم و هر روز در حدود پنج بار بازجويي مي شوم."
او که آثار کبودي بر گردن و شکستي در سرش قابل مشاهده بود با بيان اينکه تحت
فشار انواع شکنجه هاي روحي وجسمي قرار دارد، اظهار داشت: "من شبها با دستبند و
پابند مي خوابم و تمام امکانات از من گرفته شده است." موسوي خوئيني هم چنين خبر داد
که ماموران امنيتي و بازجوها وي را تحت فشار قرار داده اند تا خطاب به مقامات عالي
رتبه کشور توبه نامه بنويسد و از اقدامات گذشته اش اظهار پشيماني کند. پس از اين
اتفاق ماموران امنيتي، او را به زور داخل اتومبيل بردند و از محل دور کردند. موسوي
خوئيني به گزارش ادوار نيوز در ساعت 7:30 دقيقه شب و بدون همراهي خانواده و تحت
الحفظ راهي اوين شد.
عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي[ ادوار تحکيم وحدت]
معتقد است: "موسوي تاوان نقد قدرت مطلقه ودفاع از حقوق زندانيان سياسي را با شکنجه
وانفرادي پس مي دهد و سناريو سازان وبازجويان امنيتي در تلاش هستند تا با اعمال زور
وفشار، شکنجه و تحميل محدوديتها ايشان را وادار به نوشتن توبه نامه خطاب به مقامات
عالي رتبه کشور کرده واز تمام عملکرد هاي خود در گذشته ابراز پشيماني و ندامت
نمايد."
مومني خطاب به نيروهاي سياسي ياد آور مي شود: "خواست آزادي زندانيان سياسي توسط
تحول خواهان و حقوق بشر دوستان بايد به يک خواسته ملي و فراگير تبديل شود ودر مقابل
پروژه خشونت عليه زندانيان سياسي، نقض حقوق بشرو دفاع از حقوق شهروندي آنها توسط
حکومت همبستگي داشته باشندقطعا نتيجه همبستگي نيروهاي تحول خواه به نفع مدافعان
دموکراسي و حقوق بشر و به ضرر نيروهاي مخالف دموکراسي خواهد بود."
موسوي خوئيني تنها زنداني عضو سازمان ادوار تحکيم نيست. روز سه شنبه گذشته 28
شهريور، دکتر کيوان انصاري عضو شوراي مرکزي و شوراي سياستگزاري اين سازمان نيز در
مقابل منزلش توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شد. کيوان انصاري دانش آموخته دکتراي
مهندسي پليمر از دانشگاه اميرکبير و نايب دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه
اميرکبير است. دفتر اين سازمان در هفته گذشته مورد هجوم و تفتيش ماموران وزارت
اطلاعات قرار گرفت و به اين ترتيب به نظر مي رسد امنيتی ها در صدد هستند براي عده
اي از فعالان اين دفتر پرونده سازي کنند.
در بند 209 زندان اوين چند زنداني ديگر حضور دارند. احمد باطبي دانشجوي زنداني
که در حال مرخصي استعلاجي دستگير شد در اين بند به سر مي برد. باطبي در جريان
تظاهرات 18 تيرماه 1378 دستگير و پس از چند ماه گذراندن در سلول انفرادي و شکنجه در
زندان توحيد وزارت اطلاعات در شعبه 6 دادگاه انقلاب در يک محاکمه چند دقيقه اي به
اعدام و سپس به 15 سال زندان محکوم شد.
در حالي که احمد باطبي به دليل مشکلات جسمي و روحي ناشي از زنداني بودن در آزادي
مشروط به سر مي برد روز شنبه 7 مرداد ماه امسال به صورت ناگهاني توسط ماموران وزارت
اطلاعات دستگير و به بند 209 متقل شد. در طي اين مدت او تنها دو بار با خانواده خود
ملاقات داشته و هر بار همسر باطبي اعلام کرده است او تحت فشار قرار دارد.

رضا ملک معاون سابق امنيت استان تهران، يکي ديگر از زندانيان بند 209 است که پس
از افشاي اسناد مربوط به قتلهاي زنجيره اي بازداشت شد؛ اما پس از 4 سال، دوران
محکوميت خود را در کريدور شماره 2 بند 209 وزارت اطلاعات سپري مي کند و اجازه
ملاقات با خانواده اش را ندارد.

رضا ملک در طول دوران بازداشت خود در زندان تحت شکنجه هاي جسمي و رواني شديد
قرار گرفته است.

ابوالفضل جهاندار عضو اسبق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه
طباطبايي و خيرالله درخشندي دانشجوي اسبق دانشگاه يزد، نيز در زندان اوين به سر مي
برند اما هنوز براي کوشندگان حقوق بشري و خانواده اين دو روشن نيست که آنها در بند
209 وزارت اطلاعات هستند يا در بند هاي ديگري که به نهادهاي امنيتي غير از وزارت
اطلاعات تعلق دارند.

در زندان اوين علاوه بر بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات، بازداشتگاههاي ديگري
مانند 240، بند الف 2 (325) وجود دارند که در اختيار قوه قضائيه و اطلاعات سپاه
هستند. در بندهاي عمومي زندان اوين نيز تعدادي زنداني سياسي وجود دارند. در حال
حاضر بند 350 کارگري معروفترين بند زندان اوين است که بيشترين زنداني سياسي، عقيدتي
و امنيتي را از جمله حجت بختياري، حشمت الله طبرزدي، ناصر زرافشان و... در خود جاي
داده است.

کرج، زندان گوهردشت

زندان گوهردشت که به نام زندان رجائي شهر کرج شناخته مي شود، و به گفته مقامات
قضائي به جرايم عمدي مانند قتل و شرارت اختصاص داده شده، اما به صورت غير قانوني
تعدادي از زندانيان سياسي را هم در خود جاي داده است. در همين زندان عده زيادي از
زندانيان سياسي در دهه 60 و 70 شکنجه و يا اعدام شدند، به همين دليل زندان گوهر
دشت، پس از زندان اوين در رتبه دوم زندان هاي مطرح ايراني است. حجت زماني سال گذشته
در اين زندان به چوبه دار سپرده شد.

روز چهارشنبه گذشته 29 شهريور 85، عبدالفتاح سلطاني پس از ماه ها تلاش توانست با
سه تن از زندانيان سياسي، جعفر اقدامي، بهروز جاويد تهراني و عليرضا کرمي خيرآبادي
در زندان گوهردشت ملاقات کند و وکالتنامه هايي را به امضاء آنها برساند. همين موضوع
يکي از خواسته هاي ولي الله فيض مهدوي در اعتصاب غذا بود. اعتصاب غذايي که پس از 9
روز به مرگ نابهنگام او منتهي شد.

در حال حاضر چند زنداني ديگر از جمله امير حشمت ساران و مهرداد لهراسبي هم در
اين زندان به سر مي برند.
زندان هايي که ظاهرا ديگر تعدادشان کافي نيست و به
همين علت مقامات قضايي و امنيتي از ماهها قبل به فکر تاسيس بازداشتگاه هاي جديد
افتاده اند.

آذربايجان

در شهرهاي مختلف آذربايجان شرقي و غربي، زنجان و اردبيل، روز به روز شاهد
برخوردهاي ماموران امنيتي با فعالان سياسي، فرهنگي و حقوق بشري هستيم. در طي چند
روز گذشته تعداد زيادي از جمله حسن ارک، چنگيز بخت آور، غلامرضا اماني، فضائل
عزيزي، شاپور نصرت پور، منصور جدي، علي صديق بيرق، ياشار حکاک پور مراغي٬ مجيد
پژوهي فام٬ داوود عظيم زاده٬ حامد يگانه پور، مجيد نظري و محرمعلي عرفاني در
اردبيل، مراغه و تبريز دستگير و تعدادي نيز به زندان و مجازات هاي جايگزين محکوم
شده اند.
بازداشت فضائل عزيزي اهل اردبيل مورد اعتراض زندانيان سياسي در زندان گوهر دشت
کرج نيز قرار گرفت. او روز دوشنيه 27 شهريور، به همراه همسرش در برابر ساختمان
فرمانداري اردبيل بازداشت شد. فضائل عزيزي روز دوشنبه همراه با همسرش با حمل
پلاکارد و سر دادن شعار در مقابل ساختمان فرمانداري اردبيل به مرگ هاي مشکوک
زندانيان سياسي اعتراض کرد که توسط نيروهاي انتظامي حاضر در محل مورد ضرب و شتم
قرار گرفت و بازداشت شد.

همچنين در اردبيل تعدادي از بازداشت شدگان به زندان محکوم شده اند. رضا تدين، مظاهر معالي، رحيم خدادادي و جلال تقوي هرکدام به ترتيب به چهار ماه و يک روز زندان
و ۴۰ ضربه شلاق، سه ماه و يک روز زندان و ۴۰ ضربه شلاق، محکوم شدند.

عباس لساني زنداني سياسي ديگري است که در زندان اردبيل به سر مي برد و در ماه
هاي گذشته تحت فشار و آزار و اذيت قرار گرفته است.

اگر چه تعداد زيادي از جمله صالح کامراني، جواد عباسي و غلامرضا اماني از زندان
ها آزاد شده اند اما به گفته اکبر اعلمي نماينده تبريز در مجلس شوراي اسلامي در
ديدار با اعضاي تشکل "آرمان" دانشگاه آزاد تبريز، هنوز 14 زنداني سياسي در زندان
تبريز به سر مي برند.

در نقطه ديگري در شهر مياندوآب [قوشاچاي] شعبه 101 جزايي دادگستري، حکم 27 تن از
بازداشت شدگان حوادث خرداد ماه آذربايجان در اين شهر را صادر کرد. بر اساس حکم
دادگاه براي اين افراد جزاي نقدي در نظر گرفته شده است.

سه‌شنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۵

گفتگوی شهروند با حسن زارع زاده اردشیر در مورد اکبر محمدی و جنبش دانشجویی

شهروند - شماره ۱۰۸۶
۱۱ آگوست ۲۰۰۶ - جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵
گفت وگو با حسن زارع زاده اردشيربا حسن زارع زاده اردشير يكي از دوستان و همرزمان نزديك اكبر محمدي كه چندي پيش به تورنتو آمده است، مصاحبه اي ترتيب داديم تا از فعاليت هاي مشترك خود با اكبر بگويد. حسن زارع زاده اردشير از اعضاي اوليه جبهه متحد دانشجويي و سخنگوي سابق اين جبهه در تهران بود كه از سال 1378 به تناوب درگير زندان و شكنجه بوده است و يكي از شاهدان شكنجه اكبر محمدي مي باشد. وي از موسسان جبهه دمكراتيك ايران و كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي است كه به دليل فعاليت هاي دانشجويي 12 بار دستگير شده و در زندان هاي اطلاعات نيروي انتظامي، سپاه پاسداران، قوه قضائيه و وزارت اطلاعات همچون بند 209، بند 240، بازداشتگاه توحيد، بازداشتگاه ناتب و خاتم ناجا، زندان 59 سپاه و ... زنداني بوده است. زارع زاده همچنين در 15 روزنامه و نشريه در ايران فعاليت داشته كه در حال حاضر پرونده هفته نامه جامع به سردبيري او در دادگاه مطبوعات باز است. اين نشريه به دليل اختصاص صفحه دوم به مسائل حقوق بشري در سال 1383 توقيف شد. وي دانشجوي رشته هاي كامپيوتر و روزنامه نگاري بود که به دليل حضور در وقايع تيرماه 1378 از تحصيل در رشته كامپيوتر از طرف رژيم منع شد و در رشته های روزنامه نگاري و علوم سياسي به تحصيل ادامه داد. او[در پی محکومیت به 7 سال زندان و 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی] اينك براي ادامه تحصيل در تورنتو به سر مي برد و همچنان فعاليت هاي خود در ارتباط با داخل كشور را پيگيري مي كند. ابتدا از چگونگي آشنايي و آغاز فعاليت هايتان با اكبر محمدي بگوييد؟
ادامه مصاحبه
لینک اصلی

سرکوب فعالان سیاسی فرهنگی دانشجویی / مصاحبه با رادیو آزادگان

وضعیت زندانیان سیاسی ، کیفیت و وضعیت بازداشتگاها و زندانها ، وضعیت دانشجویان زندانی در آستانه 18 تیر در گفتگوی رادیو آزادگان با حسن زارع زاده اردشیر
واحد اطلاع رسانی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی- حسن زارع زاده اردشیر ، چهارشنبه ۱۴ تیرماه برابر با ۵ جولای، در گفتگویی با رادیو آزادگان مسائل مربوط به زندانیان سیاسی و وضعیت آنها در زندان ها و سرکوب جنبش دانشجویی را مورد بررسی قرار داد.
در این گفتگو به سرکوب فعالان سیاسی فرهنگی در تهران، آذربایجان و کردستان و طرح اعتصاب غذا از سوی اکبر گنجی پرداخته شده است. این گفتگو را در دو بخش بشنوید.
بخش اول مصاحبه
بخش دوم مصاحبه

سه‌شنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۵

در ميان سکوت خبري
فيض مهدوي: خودکشي يا سکته مغزي؟

حسن زارع زاده اردشير zarezade@gmail.com
۱۴ شهریور ۱۳۸۵

ولي الله فيض مهدوي زنداني سياسي در نهمين روز اعتصاب غداي خود در زندان رجائي شهر کرج دچار ايست قلبي و روانه بيمارستان شد. سهراب سليماني مديركل سازمان زندانهاي استان تهران، در واکنش نسبت به خبرهاي منتشر شده در مورد ولي الله فيض مهدوي به خبرگزاري دولتي فارس گفت: "زنداني ولي فيض مهدوي عضو فعال منافقين به اتهام اقدام عليه امنيت و بمب‌گذاري، در دادگاه انقلاب در سال 1382 به عنوان محارب شناخته شده و حكم اعدام در مورد وي صادر شده بود."
-->
ولي الله فيض مهدوي زنداني سياسي در نهمين روز اعتصاب غداي خود در زندان رجائي شهر کرج دچار ايست قلبي و روانه بيمارستان شد. سهراب سليماني مديركل سازمان زندانهاي استان تهران، در واکنش نسبت به خبرهاي منتشر شده در مورد ولي الله فيض مهدوي به خبرگزاري دولتي فارس گفت: "زنداني ولي فيض مهدوي عضو فعال منافقين به اتهام اقدام عليه امنيت و بمب‌گذاري، در دادگاه انقلاب در سال 1382 به عنوان محارب شناخته شده و حكم اعدام در مورد وي صادر شده بود."
وي افزود: "اين زنداني روز يكشنبه در حمام بند محل استراحت خود در زندان رجايي شهر به وسيله لباس خودش، اقدام به حلق آويز نمودن خود كرد كه خوشبختانه اين موضوع توسط هم اتاقي‌هاي وي به مسئولين زندان اطلاع داده شد و در بهداري زندان كارهاي احياء وي انجام و سپس جهت مداوا به بيمارستان شريعتي منتقل شد."
سليماني گفت: "در حال حاضر وي در بيمارستان شريعتي بستري و تحت نظر است. وي در خصوص اعتصاب غذاي اين زنداني اظهار داشت: وضعيت مهدوي عادي بوده و هيچ گونه اعتصاب غذايي نبوده است."
با اينکه سهراب سليماني از عادي بودن وضعيت فيض مهدوي سخن مي گويد اما، بينا داراب زند از فعالان سياسي در ايران که مدت ها در زندان رجائي شهر با فيض مهدوي همبند بوده و از نزديک خبرهاي اعتصاب غداي او را دنبال مي کرده به روز مي گويد: "فيض مهدوي مرتب از زندان با من در تماس بود و به صورت تلفني وضعيت خودش را در ميان مي گذاشت، مي دانم که وضعيت خطرناکي دارد. اگر چنين نبود چرا او را به جاي يکي از بيمارستان هاي مجهز در کرج به بيمارستان تخصصي شريعتي در تهران منتقل کرده اند؟"
بينا داراب زند که يکماه پيش از زندان آزاد شده؛ اضافه مي کند: "روز چهارشنبه ولي الله به من زنگ زد و گفت مسئولان زندان به خواسته هاي من توجهي نميکنند و براي اتمام حجت يک نامه اي مي نويسم و خواسته هايم را رسما اعلام ميکنم و اگر توجهي نکنند دست به اعتصاب غذا خواهم زد."
بينا داراب زند ضمن رد اظهارات سهراب سليماني مدير کل زندانهاي استان تهران ا در مورد فيض مهدوي مي گويد: "من هميشه در زندان شاهد گفته هاي غير واقعي ايشان بودم و نمي دانم چرا هميشه از واقعيت فرار ميکند و چرا نمي خواهد واقعيت ها را منعکس کند؟ فيض مهدوي خودکشي نکرده و بعد از9 روز اعتصاب غذا به اين وضع گرفتار شده است."
اين فعال سياسي خواسته هاي فيض مهدوي را چنين بيان مي کند: "امکان ملاقات با وکيل مدافع، ابلاغ رسمي لغو حکم اعدام از سوي دادگاه به وي، انتقال به زندان اوين، يعني مواردي که خود او هم در نامه اش ذکر کرده بود."
همبندان ولي الله فيض مهدوي هم در تماس هاي مکرر با بيرون از زندان گفته اند: فيض مهدوي روز شنبه در ارتباط با اعتصاب غذا با "مغنيان" رييس اندرزگاه 2 و "علي محمدي" معاون زندان ديدار کرد اما از آنجائيکه آنها به حرف هاي او بي توجهي نشان دادند، براي همين اين ديدار به جر و بحث کشيد و فيض مهدوي بدون نتيجه به بند بازگشت. مسئولان زندان در پاسخ به درخواست هاي فيض مهدوي به طعنه به او گفته اند برو هر کاري مي خواهي بکن، مگر ديگران مردند چه اتفاقي افتاد؟
بينا داراب زند از زبان هم اتاقي هاي فيض مهدوي جريان حادثه را چنين توصيف ميکند: " طبق گزارش هاي 4 زنداني سياسي يعني عليرضا کرمي خيرآبادي، بهروز جاويد تهراني، جعفر اقدامي و مهرداد لهراسبي، فيض مهدوي روز شنبه پس از ديدار با "مغنيان و "علي محمدي" از ساعت 7 بعد ازظهر دچار ضعف شديد شد و از حال رفت . پس از حدود يک ساعت هم اتاقي هايش با توجه به اينکه عليرضا کرمي خيرآبادي به کمک هاي اوليه آشنايي دارد، متوجه شدند که فيض مهدوي در حال اغماء است. آنها از طريق آيفون با افسر نگهبان بند تماس گرفتند و درخواست کردند تا در بند را باز کند اما در پاسخ شنيدند: "تا فردا صبر کنيد حالش خوب مي شه"
وي افزود : "اصرار زياد هم اتاقي هاي فيض مهدوي که آنها هم زنداني سياسي هستند موجب شد تا افسر نگهبان بند پس از حدود يک ساعت تاخير در بند را باز کند. اما وقتي ديد ولي الله فيض مهدوي در حال مرگ است اجازه داد تا به بهداري زندان منتقل شود."
کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي نيز مي نويسد: ولي الله فيض مهدوي شنبه شب در حال اغما به بهداري زندان رجايي شهر منتقل شده بود که پزشکان زندان متوجه مي شوند وي دچار ايست قلبي شده که با تلاش آنها قلب وي احيا مي شود، اما پس از دقايقي فيض مهدوي مجددا از حال رفته و دچار سکته مغزي مي شود.
بر اساس اين خبر، همبندان فيض مهدوي با وجود تلاش هاي خود مبني بر اطلاع از وضعيت او با بي توجهي مسئولان زندان رجايي شهر مواجه مي شدند تا اينکه حراست زندان به ساير زندانيان سياسي اعلام مي کند فيض مهدوي دچار مرگ مغزي شده است.
به عبارت ديگر در حالي که مدير کل زندان هاي استان تهران مدعي شده فيض مهدوي اقدام به خودکشي کرده، هم اتاقي هاي فيض مهدوي اين خبر را تکذيب مي کنند و مي گويند: وقتي ولي الله فيض مهدوي به حال اغما رفت در اتاقش و تخت خودش بود و نه در حمام زندان.
بينا داراب زند به خبرنگار ما مي گويد: حراست زندان و همچنين فردي به نام "شهبازي" که مسئول کامپيوتر زندان رجائي شهر است به هم بندي هاي فيض مهدوي خبر داده اند که وي در بهداري دچار مرگ مغزي شده و به همين خاطر به بيمارستاني در خارج از زندان منتقل شده است. حال چطور مدير کل زندانها مدعي است که او دست به خودکشي زده و الان وضعيت خوبي دارد.
محمد شريف يکي از وکلاي مدافع ولي الله فيض مهدوي نيز خبر خودکشي اين زنداني سياسي را رد مي کند. شريف به راديو فردا مي گويد: حتي در صورت صحت خبر خودکشي آقاي مهدوي، که من به شدت نسبت به آن ترديد دارم، کساني که مسئول نگهداري زنداني هستند، مسئول خودکشي آنان هم هستند و اگر اين مساله صحت داشته باشد و تاييد شود، بنده تلاش خواهم کرد تمام مسئولين امر را تحت پيگرد قضايي قرار دهم.
فيض مهدوي در سال 1380 به اتهام همکاري با سازمان مجاهدين خلق بازداشت و به اعدام محکوم شد، اما در ارديبهشت ماه امسال که تاريخ اجراي حکم اعدام وي فرا رسيده بود، اين حکم از سوي دادگاه انقلاب لغو شد.
ابتدا محمد علي دادخواه، وکيل مدافع اين زنداني سياسي خبر از لغو حکم اعدام داد. او در ارديبهشت ماه امسال در گفتگويي اعلام کرده بود که حکم اعدام فيض مهدوي تاييد شده و به ايشان هم ابلاغ شده اما در حکم نوشته شده درصورتي که متهم تقاضاي عفو کند صراحتا به شعبه 26 اعلام بشود. در همان تاريخ محمد علي دادخواه به اجراي احکام و هم شعبه 26 اعلام کرد که متهم تقاضاي عفودارد و در اين حکم تجديد نظر شد.
اينک ولي الله فيض مهدوي به خاطر سه خواسته روشن و قانوني، در پي اعتصاب غذاي 9 روزه براي زنده ماندن با مرگ مبارزه مي کند. آيا جسم بي جان و رنجور و نحيف او طاقت اين روزهاي سخت را خواهد داشت؟ و يا او هم بعد از 9 روز به سرنوشت اکبر محمدي دچار خواهد شد؟روزآنلاین

Free Blog Counter