SCDPP نسل جديد: January 2012

یکشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۰

از تصویر نیمه برهنه گلشیفته تا تجاوز به دختران زندان !


  
اردشیر زارع زاده


 این روزها مسولین جمهوری اسلامی از سر درماندگی، به هر موضوعی چنگ می اندازند تا با به انحراف کشاندن افکار ایرانیان، تا آنها را از آگاهی بر جنایاتی که انجام می دهند، دور نگاه دارند. آخرین تشبثی که این مسولین به آن آویزان شده اند، موضوع نیمه برهنه شدن خانم گلشیفته فراهانی در فیلم کوتاهی است که در فیسبوک و سایتها منتشر شده و شامل گفتاری بود چون ؛ "به من نگاه کن که در این لحظه برهنه ام و رها از بند تن و روان و اینکه هنر من نقش بازی کردن است."

 حال که دستگاه های پرهزینه تبلیغاتی رژیم بلندگوی وا اسلاما را توسط مبلغان حکومتی و مذهبی سر داده اند، باید  پرسید چرا آنان در زمانیکه پاسدار مزدور در زندان بکارت دختر نوجوان و یا جوانی را قبل از اعدام، به بهانه اجرای حکم مذهبی نافقیهان خود می گرفت، صدای گوش خراششان را کسی نشنید! آیا کسی از مسولین حکومتی و مذهبی نظام جمهوری اسلامی صحنه دلخراش تحویل جسد قربانی به همراه شیربها را توسط پاسداری که جسم و جان دختر آنان را گرفته بود و بدین صورت بر بیان رسمی تجاوز دولتی صحه می گذاشت، موجب ایجاد تنفر مردم از دین و مذهب نیانگاشت. گرچه گاها جسدی تحویل نشد و یا مخفیانه در گورستان خاوران دفن شد. اما درعوض هزینه گلوله ای که صرف به خاک و خون کشیدن آن مبارزان شد از خانواده های قربانیان دریافت گردید. اینک شما قضاوت کنید: آیا تصویر نیمه برهنه گلشیفته که فریاد برابری جنسیتی را سر می دهد، بیشتر اسلام فقاهتی را به خطر می اندازد، یا تجاوز و کشتاری که بدست پاسداران و سپاهیان مجری فرمان مصباح ها و ولی فقیه ها در اوین، گوهردشت، کهریزک و... انجام گرفت؟ 

 تاریخ همواره نشان داده است که دیکتاتورها تا آخرین روزهای حکومت خود غرق در باده ی غرور و قدرت هرگز در نمی یابند که چرا ملت ها به دنبال جامعه دموکراتیکی هستند که در آن برابری زن و مرد، آزادی بیان و اندیشه، آزادی مذهب و عقیده، آزادی تشکیل صنف و حقوق برابر، آزادی مدنی و اجتماعی و مواردی از این دست برای همه آحاد ملت و برای همه ایرانیان از هر قومیت و جنسیت و از هر تفکر تامین نماید. تعطیل کردن خانه سینما اندکی قبل از برآمدن جنجالی برهنگی اعتراضی خانم فراهانی، که تنها پایگاه باقی مانده از هنرمندان در شرایطی که محدودیت برای آنها و نه امثال لمپنهائی همچون ده نمکی و شریفی نیا، بیداد می کند مگر چیزی به جز از سیاست تحمیلی عدم تحمل هیچ مخالفی را در رژیم جمهوری اسلامی می رساند. آیا وظیفه یک هنرمند سینما این نیست که نقش واگذار شده را به نحوی اجرا کند که واقعیت داستان فیلم را نشان دهد و سرانجام اگر برهنه بودن کسی به اسلام فقاهتی ضربه می زند، پس چرا نیمه عریانی مردان در سوگواری های مذهبی تاسوعا و عاشورا و غیره مورد اعتراض این فریبکاران قرار نمی گیرد؟ آیا فساد اخلاقی که توسط مسولین حکومتی و مذهبی در آپارتمانها و خانه های لوکس انجام می گیرد از نظر آئین اسلام فقاهتی حلال و جایز است، آنهایی که پرونده هایشان در فجایعی همچون " فلاحیان و مهماندار هواپیما"، "سعید امامی و باشگاه زعفرانیه"، "روحانی معلم اخلاق و زنای محصنه" و هزاران موارد دیگری که چه تاکنون افشا شده و یا دیرتر فاش خواهد شد؟

امروزه مردم ایران با کوشش های پیگیر خود نشان داده اند که به دنبال جامعه ای بدور از هرگونه تبعیض و بی عدالتی هستند و آزادی مدنی و اجتماعی را در هر شرایطی جستجو می کنند. این آزادی تنها می تواند خارج از هر نوع جنسیت گرایی، مذهب گرایی، ایتکا به قومیت، و یا محدود به هر نوع تفکری برقرار شود. رژیم جمهوری اسلامی تا امروز حتی کوچکترین منفذی که می توانست مایه امیدواری کوشندگان سیاسی و مدنی برای تحقق جامعه ای مبتنی بر آرمان های حقوق بشر باشد، باقی نگذاشته است. این نظام منحط دینی امروز برای ادامه بقای خود به هر نوع سرکوبی دست می زند. رژیم در واقع امروز از بعد ایدئولوژیک خود نیز عبور کرده و ناچار شده است با در نوردیدن مرزهای ایدئولوژیک و انهدام کامل کردن قداست و مشروعیت ساختگی اش به رژیمی کاملا سرکوبگر تبدیل شود. رژیمی که در آستانه انتخابات فرمایشی بر تعداد اعدامها افزوده است و یا با زندانی کردن دانشجویان، کارگران، زنان، معلمان، هنرمندان، نویسندگان، خبرنگاران، متفکران، افراد گروههای سیاسی و مدنی می کوشد ناشن دهد که شنیدن هر صدای مخالفی برای او غیرقابل تحمل است. این رژیم در این راه حتی از دستگیری و حذف همکاران و همفکران سابق خود در حکومت ابایی ندارد. ارتکاب این همه جنایات بدست رژیم سرکوبگر ولایت فقیه ثابت کرده است که دموکراسی و آزادی تنها و تنها در سایه جدایی کامل نهاد دین از نهاد حکومت میسر است.

 شایسته است در راستای امکان برقراری چنین حکومتی که در آن آزادی عقیده ، دین و مذهی، و هر نوع تفکری پاسداشته می شود ما ایرانیان بیش از این فریب دستگاههای تبلیغاتی حکومتی را در مورد تقابل برهنگی زن و حفظ بیضه اسلام و موارد  بسیاری از این دست را نخورده و اجازه ندهیم بر پایه قرائت سنتی بودن جامعه ایران و احترام به آن سنن، کسانی بر طبل تبلیغات رژیم بیشتر بکوبند. ایرانیان دنبال فرهنگی هستند که در ادامه تاریخ گذشته آنان و بر پایه های تمدن امروزی استوار باشد، جامعه ای که به همان میزان که برای زن محجبه آزادی قائل است که از آزادی برای سایر زنان با تفکر دیگر نیز دفاع می کند و اگر آزادی بیان و تفکر از هر نوع را برای افراد جامعه تضمین می نماید، همچنان برنگرش و رفتار مذهبی افراد مذهبی نیز محدودیتی قائل نیست. بنابراین باید همه ایرانیان خارج از تفکر سیاسی و گروهی در یک همبستگی، از طریق فشارهای بین المللی حکومت را وادار کنند تا ضمن جلوگیری از اعدامها، به آزادی زندانیان سیاسی مجبور گشته و از محدودیتهای سیاسی و مدنی بکاهد، که این امر مقدمه سرنگونی نظام ولی فقیه خواهد بود.

چهارشنبه، دی ۲۸، ۱۳۹۰

اصلاح طلبان و تغییر نظام



حسن زارع زاده اردشیر


 در سالهای گذشته مهمترین تیر در ترکش سران اصلاح طلب برای گرفتن بخشی از قدرت نظام، تبلیغ در مورد انتخابات و فعال کردن مردم در این مورد بوده است. تئوری "فشار از پایین و چانه زنی از بالا"ی آقای حجاریان که تنها راه کاربردی سران اصلاح طلب برای به حرکت در آوردن کنترل شده مردم در گذشته بوده، با قبول شرکت نکردن در انتخابات دیگر کاربرد خود را از دست داده است. گرچه در مورد عدم شرکت در انتخابات، سران اصلاح طلب تا آخرین روز منتظر ماندند تا ببینند حکومت حاضر است سهمی از مجلس آینده، حتی با رفع حصر آقایان موسوی و کروبی و آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی، به آنها بدهد ! باید دید اکنون که خیلی دیر هم شده، باز این سران اصلاح طلب درک کرده اند که دستگاه ولایت فقیه و اصولگرایان نمی خواهند و قادر نیستند که به عقب بازگشته و آنها را هرچند اندک در قدرت سهیم کنند. آیا آنها حاضر هستند که به هواداران خود و آنهایی که گمان می برند قانون اساسی فعلی و یا نظام حکومتی اسلامی هنوز امکان برقراری دموکراسی را در کشور دارد، اعلام کنند که دیگر این نظام اصلاح پذیر نیست و نیز دین باید از حکومت جدا باشد تا بتوانند در ادامه مبارزه در جنبش احیا شوند ؟

 چند ماه پیش که سران اصلاح طلب از شرایط انتخابات آزاد سخن می گفتند و تعدادی از فعالان اپوزیسیون در خارج نیز با آنها همصدا شده بودند، درک نمی کردند که جهت تغییرات جناح حاکم در حذف آنها و حتی کسانی همچون رفسنجانی و بخش دیگر اصولگرایان است که اعتقادی به تندروی بیشتر ندارند. هنوز کسانی وجود دارند که تلاش می کنند با بیانیه و یا نامه به ولایت فقیه و جناح حاکم بفهمانند جنگ و بحرانهای نظامی و اقتصادی موجب سرنگونی نظام جمهوری اسلامی خواهد شد، درحالیکه رهبری و جناح تندرو حیات خود را در ایجاد بحرانهای داخلی و منطقه ای دیده و حتی جنگ نیز موجب آن نمی شود که تا سقوط خود، بخشی از حکومت را واگذار نمایند ! بیانیه های دوپهلوی سید محمد خاتمی و سایر سران اصلاح طلب برای شرکت در انتخابات در صورت ایجاد شرایطی، ناشی از همین طرز تفکر است، تا جائی که باوجود همه محدودیتها تعدادی از زندانیان سیاسی اصلاح طلب بر عدم شرکت در انتخابات تصریح کردند، اما بازهم سران آزاد آنها چه در داخل و چه در خارج کشور تا روز آخر صبر کردند. آنها به قول آقای مجتبی واحدی حتی در روز آخر از تحریم انتخابات حرفی نزدند تا تحت فشار قرار نگیرند و این زحمت را به خارج نشینان خود همچون آقای ارجمند و همکاران دادند تا با افتخار! چنین امری را در روز آخر اعلام کنند.

 چند ماه قبل در مقاله ای تحت عنوان "انتخابات مرد زنده باد جنبش دموکراتیک" که به پیوست است، بر ضرورت تحریم انتخابات و هماهنگ کردن مردم برای ایجاد جبهه دموکراتیک برای تغییر نظام تاکید کرده بودم. از ماهها قبل روشن بود که لیست انتخاباتی توسط ولی فقیه تعیین شده و به همین دلیل دعوای قدرت جبهه پایداری و اصولگرایان با یکدیگر و با جناح طرفدار احمدی نژاد قوت گرفته تا با تبلیغات دروغین و استفاده از رانت و هزینه کردن، رای انتخاباتی خود را از طریق شرکت مردم افزایش دهند. اصولگرایانی که با صرف هزینه های سنگین، تقلب و رانت حکومتی توانسته بودند این مجلس و رییس جمهور منتخب رهبری را به قدرت برسانند، حال از ترس استفاده دولت از بودجه کشور در راه انتخابات به فغان آمده و جنتی که قبلا بر همه هزینه ها و تقلب مهر تایید زد، امروز اعلام می کند که هزینه های انتخاباتی نامشروع موجب رد نماینده مورد نظر که منظور طرفداران دولت است خواهد گردید. زمانیکه هواداران احمدی نژاد از بت بزرگ را بشکن سخن می گویند و او این کار را به امام مهدی حواله می دهد، اختلاف درونی جناحهای اصولگرا و حاکم را نشان می دهد که در این انتخابات حتی از افشای فسادهای یکدیگر با توجه به پرونده های امنیتی ابایی نداشته و جنگ قدرتی بین روحانیون، سپاه، موتلفه، اصولگرایان و در راس آنها دفتر رهبری که در جناحهای مختلف تقسیم شده اند، در خواهد گرفت که رسیدن هرکدام به قدرت دردی از مردم را درمان نخواهد کرد. چه بسا که امروز هیئت های اجرایی انتخابات که از طرف دولت برگزیده شده اند در رد صلاحیت بسیاری از نامزدهای طرفدار اصولگرایان نیز تلاش می کنند تا مخالفت آشکار خود را با اردوگاه دیگر اصولگرایان و یاران سابق خود نشان دهند.

 آیا زمان ایجاد همبستگی میان مردم در داخل و خارج کشور برای سرنگونی نظام ولایت فقیه و ایجاد حکومتی سکولار دموکرات بر اساس اصول حقوق بشر نرسیده است؟ آیا نباید کسانی را که همچنان به اصلاح نظام و یا قانون اساسی فعلی و "اسلام رافتی" تکیه کرده و یا بر اساس "سکولار فلسفی" و دفاع از نظام در زمان حمله خارجی و ترفندهای دیگر بازهم ضمن ضربه زدن به وحدت مردم و حفظ نظام هستند، طرد نمود ! روی سخن بیشتر با بدنه گروههای سیاسی از اصلاح طلب حکومتی تا خارج نشین است که بدانند دیگر تلاش خود را در تغییر نظام متمرکز نموده و بپذیرند که راه مبارزه بی خشونت از کانال حفظ نظام و اصلاح طلبی صورت نخواهد گرفت.

 مردم چه در داخل و چه در خارج کشور درک می کنند که بقای رژیم و از طرف دیگر جنگ، دخالت خارجی و تحریمهای اقتصادی همه جانبه به سود جنبش دموکراتیک ایران نیست. اگر امروز عده ای در داخل و خارج به دنبال استفاده ابزاری از تلاش و رای مردم برای حفظ نظام و کسب قدرت هستند، نیروهای دیگری نیز وجود دارند که به جنبش های داخلی و تغییر رژیم از داخل اعتقاد ندارند و قصد دارند با تشکیل آلترناتیو در خارج به امید دخالت نیروهای غربی، به قدرت برسند. هیچ کدام از این دو گزینه پاسخگوی مطالبات مردم ایران نخواهد بود. همه این نیروهای باید به قدرت همبستگی و تلاش دسته جمعی برای حمایت و تقویت مبارزات مدنی مردم ایران همت گمارند.

انتشار نوار ویدویی مهندس طبرزدی از داخل زندان که بر تغییر نظام و همبستگی تاکید دارد؛ از یکسو نشان می دهد مبارزان داخل کشور چگونه برای آرمانشان همه هستی خود را فدا می کنند و از سوی دیگر به آن دسته از افراد و گروههای سیاسی و مدنی خارج کشور که بجای وحدت به انشعاب و تفرقه بیشتر همت نهاده و خود را آلترناتیو تغییر نظام دانسته و جنبشهای داخلی را سرکوب شده می دانند، می گوید که آدرس را اشتباه نروید.


1- انتخابات مرد زنده باد جنبش دموکراتیک

2- نوار ویدویی مهندس طبرزدی

یکشنبه، دی ۱۸، ۱۳۹۰

تبریک به نازنین

دوست عزیزم  نازنین بالاخره با پیتر مک کی وزیر دفاع کانادا ازدواج کرد تا عمر دوران  دوستی با او را کوتاه کرده و زندگی مشترک را با پیتر آغاز کند. به نازنین برای این وصلت شادباش و تبریم می گویم. آخرین بار چند ماه پیش در جلسه ای در لندن همدیگر را دیدیم که همچنان چون سابق سعی می کرد چهره شاد و پرانرژی خود را حفظ کند و خوشحالم که در این عکس نیز شاد و پرانرژی است.
این عکس در (montrealgazette) نیز درج شده و اعتبارش از آن (Alec & T. Photography) است و منبع اصلی آن فیسبوک پیتر است.

سه‌شنبه، دی ۱۳، ۱۳۹۰

پیام ویدئویی مهندس طبرزدی از داخل زندان


پیام ویدئویی مهندس طبرزدی از داخل زندانمشاهده در قالب PDFچاپفرستادن به ایمیل
دوشنبه, 12 دی 1390 ساعت 21:33
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: مهندس حشمت الله طبرزدی دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران و سخنگوی همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران" در پیامی ویدئویی از درون زندان رچائی شهر کرج اعلام کرد که مردم ایران برای پیروزی راه درازی در پیش ندارند و حتما به خواسته های خود دست پیدا خواهند کرد. مهندس طبرزدی در این پیام ویدئویی که با دستگاه موبایل گرفته شده و به دلیل شرایط سخت و امنیتی حاکم بر زندان پس از تاخیری چند روزه بدست کمیته دفاع رسیده است، تامید کرده است که بین دین و حکومت سازگاری وجود ندارد.

برای مشاهده ویدئو اینجا را کلیک کنید

Free Blog Counter