SCDPP نسل جديد: November 2011

دوشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۹۰

انتخابات مرد زنده باد جنبش دموکراتیک مردم ایران / حسن زارع زاده اردشیر

انتخابات مرد زنده باد جنبش دموکراتیک مردم ایران / حسن زارع زاده اردشیر / روزنامه نگار و فعال حقوق بشر

http://zarezadeh.blogspot.com

مقالات و بیانیه های متعددی که این روزها در مورد انتخابات و جلوگیری از جنگ در رسانه ها پخش می شوند از یک طرف بیانگر علاقه و نگرانی های ایرانیان نسبت به وطنشان است و از طرف دیگر نشان از این دارد که مقابله جمهوری اسلامی و غرب موجب خواهد شد تا افکار ایرانیان دنباله رو مسائلی باشند که توسط آنها ساخته می شوند.

رژیم جمهوری اسلامی همواره از بدو حاکمیت خویش فضا را طوری بحرانی و متشنج کرده و می کند که بتواند در این فضای مه آلود نتایجی را بسود خود بدست آورد؛ اعدامها و سرکوب مخالفین سیاسی و مدنی در ۳۲ سال اخیر همه نشان از این موضوع دارند. با وجود اینهمه سرکوب و فشار که امروزه به حداکثر خود رسیده، همواره با کاربرد ترفندهایی کوشش کرده تا عده زیادی را به پای صندوق های رای بکشاند و بدین ترتیب علاوه بر گرفتن تایید داخلی حکومت، به غرب و شرق که به ظاهر موضوع بیشتر توجه دارند، بفهماند که مورد تایید اکثریت مردم بوده و حکومتش دارای مشروعیت است. موضوع جنگ و بحران سازی نیز از محورهای اصلی است که رژیم تلاش دارد نشان دهد که برای حفظ استقلال کشور به آنها دست می زند؛ کما اینکه جنگ خانمان سوز عراق که به کشته و زخمی شدن و از دست دادن زندگی میلیونها ایرانی منجر شد را مورد تایید مردم نشان داده است.

سی سال طول کشید تا مردم انواع دولتهای جنگ، سازندگی، اصلاحات و اصولگرایی را تجربه کرده و درک کنند که فساد، سرکوب و محدودیتهای مدنی و اجتماعی و سیاسی در درون نظام و حکومت ریشه داشته و تا مادامیکه این نظام برقرار باشد تفاوتی در زندگی مردم ایجاد نخواهد شد. از همین رو بود که میلیونها نفر در مخالفت علنی با جمهوری اسلامی بعد از انتخابات ریاست جمهوری به خیابانها سرازیر شدند. دولت و حکومت با استفاده از عوامل خود؛ سپاه، بسیج، نیروهای انتظامی و لباس شخصی، به سرکوب وحشیانه آنهایی که در جریان انتخابات ۸۸ فعال بودند دست زد و حال با وقاحت و بیشرمی تمام بازهم مردم را به انتخابات مجلسی فرا می خواند تا پایه قدرت رهبری را در آینده تحکیم بخشد. با وجود آنکه دلالان موتلفه و بعضی از سران اصولگرایان تلاش دارند با کمک رفسنجانی و خاتمی بخشی از اصلاح طلبان، که مزه فشار و سرکوب را نچشیده و یا کمتر چشیده اند و هچنان برای حفط نظام می کوشند، را به انتخابات دعوت کنند، هنوز هیچگونه نشانه ای از تلاش حکومت مبنی بر تغییر شرایط انتخابات از جمله آزادی زندانیان سیاسی، برداشتن نظارت استصوابی شورای نگهبان، اجازه فعالیت به گروههای سیاسی و حقوقی موجود و غیره دیده نشده است. بیانیه های آبکی رفسنجانی، خاتمی، شورای هماهنگی سبز و حتی بیانیه های کوتاهی که توسط برخی زندانیان مشهور به اصلاح طلب که شرایطی برای انتخابات را متذکر شده اند، رژیم را به واکنشی مثبت وادار نکرده است؛ بطوریکه این زندانیان سیاسی مجبور شده اند تایید کنند که شرایط برای انتخابات آماده نیست و از خاتمی و دیگر یارانش خواسته اند به تبلیغ انتخابات نپردازند. با این وجود دورخیز برخی اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات که عاجزانه در انتظارند شعارهای آنها را زیر سوال می برد.

بیانیه مهندس حشمت الله طبرزدی از زندان گوهردشت کرج که در پیوست است مبنی بر اینکه : در شرایط موجود و با توجه به غیر دموکراتیک بودن انتخابات در جمهوری اسلامی، هرگونه تبلیغ و تلاش در انتخابات برای مشارکت مردمی که خون خود را نثار حق طلبی، آزادیخواهی و دموکراسی کرده اند انحرافی بزرگ محسوب می شود و ریختن آب به آسیاب استبداد است، میتواند پایانی بر شعارهای گوناگون برای زدن بر طبل انتخابات با تکیه بر هر دلیلی باشد. مهندس طبرزدی در بیانیه خود از زندان تاکید می کند که انتخابات در جمهوری اسلامی در فضای استبداد، زندان و شکنجه هیچگاه پاسخگوی مطالبات مردم ایران نبوده و نیز نخواهد بود و انحرافی بزرگ از مسیر مقاومت سیاسی - مدنی برای استقرار دموکراسی، حاکمیت غیر دینی (سکولار) و احیای حقوق بشر محسوب می شود.

دیگر زمان آن سررسیده که با صدای بلند اعلام کنیم؛ انتخابات مرد و تا زمانیکه نظام جمهوری اسلامی به هر شکل و شمایلی حضور دارد، باید بجای بیان شرایط ایده آل و فرضی ذهنی غیرعملی که از طرف رهبری قابل خدعه هستند، تنها به تحریم انتخابات پرداخت. بیانیه شجاعانه طبرزدی از زندان اقدام مهمی است که دیگر زندانیان سیاسی نیز می توانند به آن دست بزنند و به جای اعلام شرایطی که خود نیز می دانند قابل تحقق نیست، برای عدم ایجاد هرگونه ابهامی برای هموطنان به تحریم انتخابات بپردازند.

مهمترین نکته ای که سقوط جمهوری اسلامی را امکان پذیر می کند، وجود جبهه متحد دموکراتیک در داخل کشور است که آنهم از پیوند جنبشهای دموکراتیک دانشجویی، کارگری، اقوام، زنان، معلمان، مادران پارک لاله و شهید، نویسندگان و نهادهای سیاسی مدنی که خواهان استقرار دموکراسی و استقلال کشور بر اساس مبانی حقوق بشر هستند، ایجاد می شود. هسته ها و گروههای جنبشهای دموکراتیک نام برده سالهاست که تشکیل شده و در حال مبارزه با رژیم می باشند، اما سرکوب بیرحمانه موجب شده است تا بسیاری از فعالان آنها توسط حکومت روانه زندانها شده و یا اعدام شوند، ولی تلاشها متوقف نشده اند. نظام حاکم سعی فراوان دارد تا با دستگیری هر فعال سیاسی و مدنی و اجتماعی بر گسترش جنبش ضربه زده و در برابر پیشرفت جنبشهای دموکراتیک مانع ایجاد کند، به همین خاطر مهمترین فعالیت ایرانیان مقیم خارج صرفنظر از هر اعتقاد و باوری که دارند تقویت فضای فعالیت در داخل کشور است که با همبستگی ، فشار به سازمانهای بین المللی و حقوق بشری و نیز کمک به کوشندگان سیاسی و مدنی در داخل امکان پذیر است.

در ماههای گذشته که برگزاری میتینگهای متعدد در شهرهای مختلف جهان توسط ایرانیان انجام شد، اعدام زندانیان سیاسی و اجتماعی را متوقف کرد؛ هرچند رژیم با اعدام زندانیان مواد مخدر چهره سرکوبگر خود را حفظ کرده است. امروزه که فشار حقوق بشری با انتخاب آقای احمد شهید افزایش یافته و دولتهای بزرگ نیز آنرا منبع فشار به رژیم دانسته اند، می بایست ایرانیان مهاجر با برپایی میتینگهای مستقل و یا در کنار جنبشهای براه افتاده مشهور به ۹۹ درصدی، از طریق همبستگی مردم سایر کشورها فشار مضاعفی را به نظام جمهوری اسلامی برای رعایت مبانی حقوق بشری در داخل کشور انجام دهند.

امروزه دولتهای بزرگ با تکیه بر ۳ موضوع ساخت انرژی اتمی، تروریسم و حقوق بشر که با گزارش آقای شهید و آمانو و ترور سفیر عربستان به اوج خود رسیده، فضای جنگ طلبی ناتو را که از مساله لیبی خلاص شده به محور سوریه و ایران کشانده است. ۳۲ سال تجربه حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی نشان داده که همواره تلاش دارد فضای داخل کشور و منطقه را با ایجاد بحران کنترل کرده و افکار ایرانیان را به آنها معطوف نماید.

گروههای سیاسی، مدنی و حقوقی ایرانی خارج کشور میبایست علاوه بر گسترش دموکراتیکی خود و فعال کردن انبوه ایرانیان مقیم کشورهای خارج در جهت حمایت از مبارزات ضد استبدادی، در دامی که توسط دولتهای بزرگ و سردمداران رژیم پهن می شوند، گرفتار نشوند. علارغم اینکه کلیت جمهوری اسلامی به تنش دامن می زند اما روشن است که جناح هایی در داخل حکومت وجود دارند که خواهان جنگ هستند تا مبارزات سیاسی مدنی را از مسیر خارج کنند. از طرف دیگر نیز دولتهای بزرگ قرار دارند که با نابودی صنایع نفتی و کاربرد تسلیحات موجود، چاره ای برای رفع بحران می یابند. تنها افراد و گروههایی دست به دامان نیروهای غیر خودی بلند می کنند که؛ اولا به گسترش جنبشهای دموکراتیک داخل ایمان ندارند و دوم اینکه خود را ناتوان از ادامه مبارزه مدنی می بینند. هر اقدامی در برون مرز بدون پشتوانه داخلی کمکی به مردم نخواهد کرد. تجربه کشورهای لیبی، مصر و تونس ثابت کرد که آلترناتیوهای بی پشتوانه در خارج کشور بیشتر ابزاری در خدمت دولتهای بزرگ هستند تا مردم و ممکن است خود سرانجام به حاکمی کم و بیش همچون دیکتاتور سابق تبدیل شوند. بدون ایجاد جبهه متحد دموکراتیک در داخل کشور که از سالها قبل توسط چهره هایی چون مهندس طبرزدی و مهندس امیرانتظام مورد تاکید قرار گرفت و دو سال قبل نیز در قالب "شورای همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر" با حضور چهره های برجسته سیاسی، مدنی و حقوق بشری خمیرمایه آن گذاشته شد، راه تحقق حقوق بشر هموار نخواهد شد. پس زنده باد جنبش دموکراتیک.

چهارشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۹۰

تصاویر اسناد دادگاه کانادا علیه مهدی هاشمی رفسنجانی مبنی بر پرداخت 12 میلیون دلار غرامت

پرونده شکایت اقای هوشنگ بوذری از مهدی هاشمی در کانادا سرانجام در ماه اگوست امسال در دادگاهی در انتاریو به سرانجام رسید و مهدی هاشمی بر اساس رای دادگاه به پرداخت 11 میلیون و 900 هزار دلار محکوم شد. آقای بوذری که در تورنتوی کانادا اقامت دارد در سال 1372 به دعوت مهدی هاشمی به ایران بازگشت اما به فاصله کمی بازداشت و هشت ماه در سلول های انفرادی زندان توحید تحت شکنجه قرار گرفت. وزارت اطلاعات همچنین حدود سه میلیون دلار به زور از او دریافت کرد.







بازار داغ بیانیه ای که بدون توجه به محتوی امضا می شوند!

بازار داغ بیانیه ای که بدون توجه به محتوی امضا می شوند!

حسن زارع زاده اردشیر / روزنامه نگار و فعال حقوق بشر

http://zarezadeh.blogspot.com

انتشار بیانیه های مختلف با تیترهای جذاب از طرف ایرانیان مقیم خارج کشور این روزها داغ شده و عده ای می کوشند با گردآوری تعدادی امضا بیانیه هایی را که در مخالفت با جمهوری اسلامی هستند، منتشر نمایند. صرفنظر از موضوع بیانیه ها که تعدادش مرتب در حال افزایش است، باید تاثیر آنها را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار داد و اینکه به چه عنوانی و برای چه کسی یا کسانی ارسال می شوند.

میان بیانیه های حقوق بشری و سیاسی تفاوتی وجود دارد. نامه ها و بیانیه های حقوق بشری به سازمانهای حقوق بشری و نمایندگان سازمان ملل در امور ایران کمک می کنند تا در ثبت و پیگیری پرونده های نقض حقوق بشر از جمله در مورد زندانیان سیاسی و کشتار ایرانیان دقت بیشتری به خرج دهند. از سویی دیگر بیانیه هایی که توسط گروههای سیاسی منتشر می شوند، چون توسط بخش رهبری جریانات سیاسی به نگارش در می آیند، مواضع خط سیاسی آن جریان و گروه نیز در نوشته ها مستتر می شود که بحث این نقد به آنها برنمی گردد. بیانیه های دیگری منتشر می شوند که افراد شناخته شده آن تنها به یک موضوع که در تیتر عنوان شده می پردازند و به همین دلیل به آنها نیز پرداخته نمی شود اما در این میان بیانیه هایی توسط کسانی طراحی میگردد که بدلیل تیتر داغش به تایید گروهی رسانده شده و منتشر می شوند و مورد نقد این نوشته هستند که در متن بیانیه افکاری سیاسی دخالت دارد که اگر شکافته گردند، چه بسا بسیاری از امضا کنندگان از امضای خود پشیمان گردند.

موضوع جنگ و دخالت کشورهای بزرگ در کشورهای عربی و ایران موجب شده است تا بیانیه های زیادی توسط افراد و گروههای حقوقی و سیاسی منتشر گردند که بنظر میرسد علاوه بر اطلاع ایرانیان از مواضع آنان، تلاش دارد به جناحهایی از رژیم بفهماند که باید جناح تندرو را کنترل نمایند تا نظام باقی بماند. افراد و گروههای دیگری هم که به جنبش داخل برای سرنگونی رژیم اعتقاد ندارند و یا افراد و گروههایی که خود را به گرفتن قدرت پس از سقوط نظام آماده کرده اند، تلاش دارند که غرب دریابد مشروعیت نظام ریزش کرده و آنها را برای جلوگیری از کشتار به حمله وسوسه نمایند.

بیانیه ای که هفته پیش توسط تعدادی از دوستان فعال دانشجویی به آقای اوباما نوشته شده و خواستار دخالت اش در امور ایران شده بود، چنان مورد حیرت قرار گرفت که با نقد جالبی از طرف دوست فعال دانشجویی آقای قلی زاده در سایتها روبرو شد. این بیانیه میتواند نمونه خطرناکی باشد و بسیاری را وسوسه کند که دست زدن به چنین درخواست هایی از طرف افراد سرشناس و مورد تایید غرب حالت رسمی تر بدهند، تا علاوه بر ایجاد و تشدید فضای ناامنی جنگ، دست تندروان را برای سرکوب فعالان سیاسی و مدنی در داخل آزاد بگذارد.

تعدادی نیز اخیرا بیانیه دیگری با امضای جمعی از فعالان سیاسی – مدنی "در مخالفت فعال با جنگ" منتشر کرده اند که با انتخاب درست پیرامون جلوگیری از جنگ، متنی مشکوک با مواضع اصلاح طلبانه را به تایید بسیاری رساند. این بیانیه برای نگارنده این سطور نیز ارسال شد اما به دلایل زیر امضا نشد. آنچه در زیر می آید البته نقدی مختصر بر این بیانیه است تا شاید نحوه برخورد به بیانیه برای کسانیکه بدون توجه و برای اینکه کاری انجام داده باشند، یا نشان دهند که وجود دارند و یا با روح کلی مطلب موافقت دارند، راهی را گشایش کند که در آینده با دقت بیشتری به بیانیه ها نظر کرده و با اطمینان از درستی همه مطالب متن بیانیه را امضا نمایند. با وجودی که پیشتر تلاش شد بعضی از نکات مورد نقد به افرادی که بیانیه را تنظیم کرده بودند، یادآوری شود، متاسفانه مشاهده شد که متن بدون تغییری منتشر شد.

۱- بیانیه مخاطبش هموطنان گرامی و ایرانیان آزاده است که بخش گرامی آن میتواند شامل افراد بیشماری که تنها با این دولت و بخشی از حکومت فعلی مخالفند را دربر گیرد.

۲- ادبیات بیانیه محافظه کارانه و اصلاح طلبانه است و کاربرد لغات و اندیشه بکار رفته نشان از کسانی دارد که تلاش دارند هدف اصلی را زیرکانه پنهان داشته و مخالفت خود را تنها با قشری از حاکمان نشان دهند و مفاهیم بکار رفته در مورد گفتمان های اصلی کاملا مبهم و ناروشن هستند.

۳ – با آغاز بیانیه با جمله "یکی از وجوه مخرب عملکرد حاکمیت در دهه اخیر..." در بیانیه و عدم اشاره به عملکرد گذشته حاکمیت، نقد را به سال های اخیر محدود می کند.

۴ - جمله "حاکمین فعلی با گفتمان خصمانه و عدم همکاری با آژانس ..." در بیانیه، یعنی اینکه حاکمین قبلی گفتمان خصمانه نداشته و با آژانس همکاری می کردند، درحالیکه سنگ بنای انرژی هسته ای حداقل ۲۰ سال پیش گذاشته شده و حکومت و دولتهای قبلی روی آن سرپوش گذاشته بودند.

۵ - کلماتی همچون "کرامت انسانی" مفهوم درستی نداشته و معمولا این کلمه تنها توسط اصلاح طلبان که منظورشان اخلاق مذهبی است بکار برده می شوند.

۶ - جمله "خواهان استقلال، سربلندی، صلح پایدار و انسانی ..." در بیانیه مفاهیم مبهم هستند و نوع استقلال و اینکه چه نوع حکومتی مدنظر است اشاره نشده است؛ به عنوان نمونه به جدایی دین از حکومت ( حکومت سکولار ) بر مبنای اصول حقوق بشر و نیز جایگزینی نظامی دمکراتیک با نظام فعالی پرداخته نشده است.

۷ - عبارت "بخش های مختلف موزاییک اجتماعی ایران" در متن بیانیه کاربرد درستی نداشته و مفهومی مبهم و گمراه کننده دارد.

۸ – "گفتگوی ملی" که در متن بیانیه نام برده شده روشن نمی کند که چه مفهومی دارد و چگونه تشکیل می شود و شامل چه کسانی است.

۹ - عبارت "حمایت خارجی اشکال گوناگون دارد" در متن بیانیه کاملا مبهم بوده و می تواند قابل تفسیر باشد و گاها به معنی مثبت دخالت خارجی اشاره کند.

۱۰ – استفاده مکرر از عبارت " طیف افراطی حاکمیت" در متن بیانیه کاملا انحرافی است و تنها توسط سران اصلاح طلب مورد استفاده قرار می گیرد. این موضع تنها سرپوشی روی ۳۲ سال حکومت سرکوب تمام دولتها و حاکمان نظام می گذارد.

۱۱ - جمله " در مخالفت با جنگ باید بحران سازان داخل حکومت را هدف اصلی قرار داد " در متن بیانیه تنها نکته مثبت بیانیه جلوگیری از جنگ است که با این ادبیات گفته شده آنرا هم مخدوش نموده است. این بیانیه تنها بر طیف افراطی تکیه دارد و نه کل رژیم که با ایجاد بحران انرژی اتمی کشور را به آستانه جنگ کشیده اند. آیا جنگ با عراق را همین رژیم به ملت ایران تحمیل نکرد و در زمان مقتضی تن به صلح نداد تا خرابی و کشتار کامل شود.

امید است این نقد مختصر حداقل بتواند برخی دوستان فعال و آزادیخواه را هوشیار سازد که تنها به امضای بیانیه و نامهای ذکر شده بسنده نکرده و همواره بیاد داشته باشند که هدف اصلی از انتشار بیانیه و یا گزارش در جهت ایجاد فضایی باشد که راه برقراری نظامی سکولار دمکراتیک را هموار سازد و نه اینکه بر مشکلات فعالان سیاسی و مدنی در داخل بیافزاید.

پیوست :

بيانيه جمعی از فعالان سياسی، مدنی، دانشجويی، دانشگاهی و روزنامه نگاران در مخالفت فعال با جنگ:

http://news.gooya.com/politics/archives/2011/11/131238.php

نامه نوزده فعال سابق و فعلی دانشجویی ایران به اوباما:

http://www.daneshjoonews.com/news/politics/9857-1390-08-15-12-03-40.html

در نقد نامه به اوباما:

http://www.daneshjoonews.com/optinion/articles/9868-1390-08-16-23-34-37.html

جمعه، آبان ۲۰، ۱۳۹۰

نقش نهادهای ایرانی در گزارش ضعیف احمد شهید گزارشگر سازمان ملل

نقش نهادهای ایرانی در گزارش ضعیف احمد شهید / حسن زارع زاده اردشیر

http://zarezadeh.blogspot.com

با انتشار متن کامل گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد نقض حقوق بشر توسط حکومت جمهوری اسلامی ، بار دیگر ضعف نهادهای مدنی ، حقوق بشری و سایر گروههای سیاسی ایرانی عموما مستقر در خارج کشور نمایان شد. افراد و گروههایی که در خارج کشور با آقای شهید که گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد ایران است ، نشان دادند که نه تنها به حقوق بشر بعنوان یک امر یکسان برای کلیه افراد ایرانی داخل کشور قائل نیستند، بلکه در این مورد الویت بندی نیز برایشان وجود دارد.

تاکید و تفصیلی که در گزارش آقای احمد شهید نسبت به حصر آقایان موسوی و کروبی و همچنین ذکر فشار وارد آمده به بعضی از سران اصلاح طلب و اقلیتهای مذهبی، کمبود این گزارش را نسبت به بیشتر زندانیان تحت فشار دموکرات و سکولار مدنی و دانشجویی ، کارگران، اقلیتهای قومی و ملی، زندانیان گمنام ، کشته شدگان تظاهرات سال ۸۸ ، کشتار سالهای ۶۷ و ۶۸ و موارد دیگر را نمایان می کند که ضروری است در گزارش اصلاح شوند. زمانیکه تجمع مادران پارک لاله با همه محدودیتهای رژیم در سایتها نشان داده می شوند که در آنها مادرانی گله می کنند که سهم فرزندانشان که در جنبش سبز کشته شده اند در گزارش چیست ، نشان از واقعیت تلخی است که چگونه چنین ارزشی توسط افراد و گروههای مورد تماس با آقای شهید برایش الویت قائل نبودند. چنانچه آزادی بیان و اجتماعات در گزارش تاکید شده و این جزو حقوق قانونی افراد ایرانی است که دولت ایران با امضای خود به اجرای آنها متعهد است، مگر کسانیکه کشته شده ، تجاوز شده ، شکنجه شده ، زندانی شده و یا اعدام گردیدند ، جز دفاع از این حقوق کار دیگری کردند ! مگر نداها ، سهرابها ، .... که رژیم با سنگدلی تمام آنها را در خیابانها و زندانهایش کشت نباید از آنها اشاره ای در گزارش میشد ، مگر استقامت مجید توکلی ها ، شیوا نظر آهاریها ، و دیگران را که حکومت و مزدورانش با همه فشارها نتوانستند خللی در اراده آنها برای هدفی که داشتند ، ایجاد کند نباید بخشی از گزارش را پر کند ؟ فشار و سختی که بر آقای حشمت الله طبرزدی در ۱۳ سال اخیر وارد گردید ، تنها برای آنکه جدایی دین از حکومت را درخواست کرده بود ، باید بهمان اختصار در گزارش بسنده می گردید ؟!

متاسفانه اعدامهای هموطنان کرد که به دلایل واهی توسط رژیم در سالهای اخیر انجام شده و فشاری که به سایر اقلیتهای قومی وارد می شود نیز جایی از گزارش را در بخش مربوط به اقلیتهای قومی و مذهبی بخود اختصاص نداده که یا از نظر سنی مذهب بودن و هم از نظر قومی بودن تحت فشار بیشتر حکومت هستند! همچنین در گزارش احمد شهید از کارگران زندانی و سایر نمایندگان کارگری که بدلیل حمایت و ایجاد سندیکای کارگری که امری تایید شده توسط سازمان ملل است و خیل کارگرانی که یا بکار بدون قرارداد مشغولند و یا بیکارند ، اشاره ای نیست. آیت الله بروجردی که رنج های زیادی را در زندان تحمل کرده جای در گزارش ندارد ولی به جایگاه آیت الله صانعی به خوبی پرداخته شده است. موجب خوشحالی و تایید است تمام اسامی نامبرده شده در گزارش که تحت فشار حکومت قرار دارند ، ولی انتظار می رفت که حداقل عدالت برای همه گروههای زندانی و تحت فشار رعایت می گردید . حق بود در مورد دانشجویان سرشناس و گمنامی که در زندانها حماسه ها آفریدند ، جای بیشتری در گزارش داشتند نسبت به کسانیکه کمتر تحت فشار بوده و صفحاتی را در گزارش بخود اختصاص دادند .

مستندات در مورد نکاتی که در بالا اشاره گردید ، آنقدر زیاد است که نمی توان گفت بدلیل کمبود مدارک از آنها نام برده نشده است ، درحالیکه گاها مدارک موجود در آنچه در گزارش آمده بمراتب کمتر از مواردی است که ذکری از آنها نرفته است! وضعیت اسفناکی که پناهندگان ایرانی که با ریسک جانشان از طریق مرزهای کشور خارج می شودند و به گمان خود با خارج شدن از کشور دیگر از امنیت و سلامت کافی برخوردار خواهند بود ، بخصوص در شهرهای ترکیه ، می بایست در گزارش به تفصیل آورده می شد. حال بخشی از همین پناهندگان در زلزله اخیر ترکیه بشدت در مضیقه قرار گرفته و ۵۰۰ نفر از آنها در شهر وان ترکیه بدون امکاناتی گرفتار شده اند که می بایست توسط هموطنان ، سازمان ملل و سایر کشورهایی که پناهنده می پذیرند ، مورد توجه بیشتری قرار گیرند.

آری زمانی ایرانیان داخل کشور به اهمیت کاری که سازمان ملل متحد در مورد حمایت از اصول حقوق بشر اعتقاد پیدا می کنند که رعایت عدالت را ابتدا در گزارشهای رسمی آنها ببینند. این باور به افراد ، سازمانهای حقوق بشری و سایر گروههای سیاسی ایرانی نیز زمانی به یقین تبدیل خواهد گردید که درک کنند آنها الویت کاری خود را به افراد و وابستگان خاص فکری اختصاص نمی دهند. اگر جامعه ای دموکرات، سکولار و آزادی همراه با پلورالیسم تبلیغ می کنند، باید این اعتقادات در عملکردها نیز اثبات گردد ، هنوز دیر نیست که با اراده ای قوی نسبت به آنچه بطور واقعی در کشور در جریان است ، کوشش شده و موجب اصلاح تفکر جهان خارج و نمایندگان سازمان ملل و سایر کشورها شویم.

* نسخه چاپی این یادداشت در مجله "هفت" چاپ کانادا و آمریکا امروز جمعه منتشر شده است.

چهارشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۹۰

پرونده خاوری رسما در مجلس کانادا مطرح شد

به کوشش نهادها و افراد فعال جامعه ایرانی در کانادا و به ویژه در شهر تورنتو، موضوع محمود رضا خاوری مدیر سابق بانک ملی ایران را که به کانادا گریخته است، در مجلس کانادا مطرح شد تا بصورت جدی تر مورد پیگیری قرار گیرد. جمز بیزن (James Bezan) نماینده مجلس فدرال کانادا از حزب محافظه کار به درخواست ایرانیان و تعدادی دیگر این موضوع را در مجلس مطرح کردند و از دولت خواستار پاسخگویی شدند.

از روز طرخ موضوع دولت 45 روز فرصت دارد تا پاسخ دهد. پیشتر وزارت مهاجرت و شهروندی از پاسخگویی طفره می رفت و حال طرح موضوع در مجلس دولت را به موضع گیری رسمی وا می دارد.

عریضه ای با امضای حدود دو هزار ایرانی به اداره مهاجرت ارسال شد که بی جواب مانده است. همچنین در نامه ای نیز که من از طرف مرکز بین المللی حقوق بشر در ایران به دولت ارسال کردم به جزئیات پرونده و خواسته ها از دولت پرداخته ایم اما دولت علاقه ای به پاسخگویی نشان نداده است. این موضوع موجب شد تا نامه ها و درخواست هایی مستقیما در نمایندگان مجلس شود که خوشبختانه نتیجه داد.


چهارشنبه، آبان ۱۱، ۱۳۹۰

گفتگوی تلویزیون ایرانیان کانادا با اردشیر در مورد پرونده خاوری در کانادا و همچنین تحولات خاورمیانه و ایران

در گفتگو با تلویزیون ایرانیان کانادا در شهر تورنتو موضوع پرونده خاوری و موقعیت او در کانادا را مورد بررسی قرار دادیم و در بخش بعدی برنامه به تحولات ایران و خاورمیانه و نقش موثر غرب در این تحولات پرداختیم.


Free Blog Counter