SCDPP نسل جديد: March 2010

دوشنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۸۹

تشدید فشارها بر فعالان مدنی و زندانیان سیاسی / رادیو زمانه

نگاه هفتگی حقوق بشر در رادیو زمانه


تشدید فشارها بر فعالان مدنی و زندانیان سیاسی

حسن زارع‌زاده اردشیر

با آغاز هفته گذشته که همزمان بود با آغاز سال نو، تعدادی از خانواده‌های زندانیان سیاسی در برابر زندان اوین تجمع کردند تا با پهن کردن سفره هفت سین شان جلوی زندان، در هنگام تحویل سال در کنار عزیزان خود باشند که نتوانستند از مرخصی نوروزی بهره‌مند شوند.

Download it Here!

تجمع خانواده‌های زندانیان سیاسی در برابر زندان اوین که قبل از تحویل سال شروع شده بود، با حضور گسترده نیروهای انتظامی روبرو شد. به گزارش جرس، این نیروها که از ساعت‌ها قبل اطراف اوین را به محاصره در آورده بودند با تهدید و ارعاب سعی در پراکنده کردن خانواده‌ها داشتند.

لباس شخصی‌ها و گارد ویژه نیز با حمله به ماشین‌ها پلاک برخی خودروها را کنده و سرنشینان را تهدید کردند. موتورسواران لباس شخصی نیز به تعقیب خودروهایی که به منظور تجمع برای برگزاری سال نو در پشت زندان اوین آمده بودند، اقدام کردند.

در این میان با ضربات باتوم شیشه برخی از ماشین‌ها شکسته شد. نیروهای پلیس از ایستادن حتی یک نفر در اطراف زندان جلوگیری می‌کردند و بسیاری از خانواده‌ها مجبور به ترک آن جا شدند. با این حال جمع دیگری از این خانواده‌ها در یکی از خیابان‌ها اطراف اوین و در گوشه‌ای بساط هفت سین را مقابل عکس‌های عزیزان دربندشان چیدند و برای آزادی آنها دعا خواندند. اما باز پس مدتی که سرود یار دبستانی و‌ای ایران سر داده شد ماموران انتظامی و لباس شخصی‌ها حمله کردند.

لباس شخصی‌ها و گارد ویژه نیز با حمله به ماشین‌ها پلاک برخی خودروها را کنده و سرنشینان را تهدید کردند

از سوی دیگر جمعی از سینماگران از جمله بهمن فرمان‌آرا، تهمینه میلانی، مجتبی میرطهماسب، شادمهر راستین و … همراه خانواده‌های خود در برابر زندان اوین اجتماع کرده و خواستار آزادی جعفر پناهی شدند. این سینماگران تلاش کردند با مسئولین زندان اوین گفتگو کنند اما به نتیجه‌ای نرسید.

و در داخل زندان نیز جمعی از زندانيان حوادث پس از انتخابات که نام‌هايی ناشناخته و يا کمتر شناخته‌شده برای مردم و رسانه‌ها هستند، هم‌زمان با نوروز نامه‌ای نوشته‌اند و در آن پرسيده‌اند: «چرا قاچاقچيان، کلاهبرداران، فروشندگان سوال‌های کنکور و دايرکنندگان خانه‌های فساد شامل عفو و مرخصی و آزادی مشروط می‌شوند، اما کسی فکری برای ما نمی‌کند؟»

اين زندانيان سياسی در نامه خود نوشته‌اند که رسانه‌ای نبود که کلامی از ما بنويسد. حق داشتند. چه کسی ما را می‌شناسد؟ از ميان مردم ساده کوچه و خيابان بوديم که به جرم دريافت و ارسال پيامک و ايميل، تماشای تجمع‌های اعتراضی و همراهی با سکوت معترضان به نتايج انتخابات بازداشت شده بوديم.

در این نامه آمده است: در اين ۹ ماه به همه جا و هر گروه و انجمنی وصلمان کردند. گويی اصلا در اين سرزمين به دنيا نيامده بوديم. حرفمان شده پول اصحاب کهف. يک روز به گروه‌های مختلف مرتبط می‌شويم و روز بعدش از ارتباط ما با بيگانگان و جاسوسان پيچيده سخن می‌گويند.

این زندانیان نامه خود را چنین به پایان می‌رسانند: همچنان و تا ابد اميدمان به خداست. صدای پای بهار می‌آيد و می‌خواهيم صبور باشيم و اميدوار به روزی که بی‌گناهي‌مان ثابت شود.

در حالی‌که زندانیان سیاسی از از ظلم رفته بر آنها در زندان‌ها سخن می‌گویند و خانواده‌های زندانیان نیز هر روز به امید آزادی آنها در اطراف زندان جمع می‌شوند و یا در راهروهای دادگاه‌ها هستند، برخی اخبار از داخل زندان‌ها حکایت از تشدید فشار‌ها بر زندانیان سیاسی دارد.

از زندان بابل خبر رسیده است که محسن برزگر دانشجوی دانشگاه نوشيروانی بابل که از هفته‌ی گذشته دوره‌ی محکوميت خود را در زندان بابل می‌گذراند، توسط زندانيان خطرناک اين زندان و در برابر دیدگان افسر نگهبان بند و جمعی از زندانبانان، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. بنا به گفته‌ی فعالين دانشجويی اين شهر اين امر تائيدکننده‌ی دستور اداره‌ی اطلاعات شهرستان بابل مبنی بر آزار و اذيت اين دانشجويان در زندان می‌باشد.

اداره‌ی اطلاعات بابل در گذشته نيز با ضرب و شتم شديد دانشجويان سعی در فشار و اعتراف‌گيری از دانشجويان دانشگاه بابل و دانشگاه مازندران را داشته است. در حال حاضر محسن برزگر در بهداری زندان بابل بستری می‌باشد و مسئولين زندان اجازه‌ی مرخصی به او نداده‌اند.

این دانشجو که به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم شده، به همراه ايمان صديقی دیگر دانشجوی دانشگاه نوشيروانی بابل و محمد اسماعيل‌زاده وبلاگ‌نويس بابلی اکنون دوره‌ی محکوميت خود را در زندان بابل در بند زندانيان خطرناک می‌گذرانند.

دانشجوی دانشگاه نوشيروانی بابل که از هفته‌ی گذشته دوره‌ی محکوميت خود را در زندان بابل می‌گذراند، توسط زندانيان خطرناک اين زندان و در برابر دیدگان افسر نگهبان بند و جمعی از زندانبانان، مورد ضرب و شتم قرار گرفت

همچنین دو فعال دانشجویی دیگر دانشگاه مازندران به حبس تعزیری محکوم شده‌اند. مشفق سمندری، به شش‌ماه حبس تعزیری و مهدی داوودیان، به شش ماه حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی محکوم شده ‌است.

علت صدور حکم مشفق سمندری که در دادگاه تجدید نظر نیز تأئید شده، «تبلیغ دیانت بهایی» عنوان شده‌ است. این فعال دانشجویی به خاطر فشارهای دوران بازجویی در مدت ۸۰ روز انفرادی، در زندان دچار عارضه قلبی شده و هم‌اینک تحت درمان است.

مهدی داوودیان دیگر دانشجوی دانشگاه مازندران نیز به علت فعالیت در ستاد حامیان موسوی در شهر بابل دستگیر و به مدت ۲۰ روز در بند انفرادی زندان اداره اطلاعات ساری بازداشت بود.

هفته اول سال نو با بازداشت فعالان سیاسی و دانشجویی نیز همراه بود. شیرین قرچه‌داغی، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه تهران صبح روز جمعه توسط پنج نیروی لباس شخصی در نزدیکی دانشکده دستگیر و به محلی نامعلوم برده شد.

خانواده قرچه‌داغی به وزارت اطلاعات، انتظامات دانشگاه تهران و زندان اوین مراجعه کرده‌اند اما مسولان از دستگری وی ابراز بی‌اطلاعی می‌کنند. در حال حاضر ده‌ها دانشجو در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برند.

روند برخورد با زندانیان و فعالان امسال نسبت به سال‌های قبل سرعت بسیاری به خود گرفته است و ماموران اطلاعاتی و امنیتی در تعطیلات نوروز نیز از این امر غافل نشده‌اند

برچسب‌ها:

پنجشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۹

تاریخ مصرف کاسپین ماکان

تاریخ مصرف کاسپین ماکان !

حسن زارع زاده اردشیر

سایت جنبش سبز ایران، جرس، که می کوشد خود را پایگاه اینترنتی جنبش سبز (؟!) معرفی کند، و جایی برای درج دردنامه خانواده زندانی سیاسی حشمت الله طبرزدی و بعضی خبرهای مشابه از غیر خودی ها ندارد، به دلیل اینکه نماینده جنبش سبز است اعلام کرد که کاسپین ماکان دیگر نامزد ندا نیست و نمایندگی از طرف جنبش سبز ندارد!

در دو مقاله به قلم مسیح علی نژاد و سید ابراهیم نبوی در سایت جرس، روشن شد که دیگر جنبش سبز نیازی به کاسپین ماکان ندارد. این البته واکنشی به دیدار ماکان با رییس جمهوری اسرائیل است که سبزها را آشفته کرده است. پیشتر سایت جرس و عده ای از اصلاح طلبان سبز دوم خردادی به راحتی ماکان را نامزد ندا معرفی می کردند اما همین دیدار او ،‌ که انگار با سیاست های سبز همخوانی نداشت، باعث شد تاریخ مصرف او به سر رسد!

تحلیل مسیح بر این اساس استوار است که ماکان نامزد ندا نبود. پس از این طریق توانست او را خائن و سوءاستفاده چی معرفی کند، آزادی فعالیت هایش را زیر سوال ببرد - به همان شیوه امنیتی ها و بلکه تحت تاثیر آنها - و بگوید: درست در روزهایی که فیلم ندا توسط دوست انگلیسی ام کارگردانی می شد و من می باید ایمیلی که از خواهر ندا رسیده بود را برایش می خواندم، وسوسه شده بودم که متن آن ایمیل را منتشر کنم، نگران بودم که مبادا دل ماکان برنجد اما این روزها که ماکان دارد علاوه بر رنجاندن دل خانواده ندا ، دل یک ملت را هم می لرزاند به گمانم اخلاقی تر آن است که ایمیل خواهر ندا را یاد آوری کنم:
«...ماکان دیگر با ندا نبود، یک دوره خیلی کوتاه با ندا بود ... عکس هایی هم که ندا با موهای چتری دارد را ماکان از او انداخته بود....ماکان و ندا از هم جدا شده بودند ولی وقتی ندا را کشتند، ما دیدیم که ماکان عکس های همان دوره کوتاه را به رسانه ها داد...»

مسیح به روشنی اشاره می کند قبلا هم تصیم داشته این ایمیل را منتشر کند که به نظر می رسد به زمانی باز می گردد که ماکان پس از فرار از ایران موضوع سرنگونی رژیم اسلامی را مطرح کرد. اما به فاصله کمی از انتشار ایمیل خواهر ندا که مبنای تحلیل مسیح قرار گرفته، خواهر ندا در مصاحبه با بی بی سی گفت کاسپین با ندا ارتباط داشت بطوریکه او از ندا خواستگاری کرده بود و اگر ندا کشته نمی شد آنها شاید ازدواج می کردند. خواهر ندا در همین مصاحبه با تاکید بر اینکه ادعای قطع رابطه ماکان و ندا قبل از کشته شدن او صحت ندارد، گفت : «من می توانم متن ایمیلم را برای شما بفرستم تا ببینید که ادعای این سایت ها صحت ندارد»

و سید ابراهیم نبوی هم سفر کاسپین ماکان به اسرائیل را نمونه روشن و مشخص سوء استفاده از جنبش سبز (!؟) برای حل مشکلات شخصی ارزیابی می کند. نبوی می نویسد: او یک آدم معمولی است که می تواند هر موضعی در زندگی شخصی اش بگیرد و هر کاری دلش می خواهد بکند. اما رفتارهای جنبش سبز توسط رهبران مشخص و معینی تعریف می شود که همین رفتارها آن رهبران را در موقعیت رهبری تثبیت می کند. این سفر (به اسرائیل) یک اقدام غیرمسوولانه فردی است که به عواقب رفتارش فکر نمی کند و قدرت تشخیص مصالح عمومی جنبش را ندارد و اصولا به آن فکر نمی کند.

آقای نبوی نه تنها مشخص نمی کند که بر چه اساسی می تواند از سوی جنبش سبز برای فرد دیگری جایگاه تعیین کند، بلکه در ادامه طوری سخن می گوید که انگار از نزدیک از تصمیم گیری های جنبش سبز آگاه است: « حتی اگر یکی از رهبران سبز در داخل هم چنین کاری کرده بود، جنبش سبز او را از موقعیتی که داشته کنار می گذاشت و اجازه نمی داد که افراد بدون در نظر گرفتن مصالح عمومی که مهم ترین آن توجه به آسیب پذیری سبزها در موقعیت کنونی کشور است،عمل کند و از سوی جنبش حذف می شد و رفتارش غیرمسوولانه و نادرست شناخته می شد.»

من قصد دفاع از ماکان را ندارم. پیشتر نیز شخصا با او چندین بار صحبت کرده ام و او را کم اطلاع از دنیای سیاست و مبارزه سیاسی یافته ام و معتقدم که آدمهایی مانند اوهمیشه ایرادات استراتژیک دارند اما مگر او نماینده جنبش آزادیخواهی ایرانیان است که توقع بیش از حد از او داشته باشیم . کاسپین ماکان در برابر پرسش خانم ستاره درخشش از صدای آمریکا مبنی بر اینکه با مقامات اسرائیلی دیدار کرده است یا نه؟ جواب مشخصی نداد و طفره رفت که همین موضوع نشان می دهد او به حساسیت ها نسبت به اسرائیل آگاهی دارد اما نحوه پاسخگوئی اش به این پرسش نشان می دهد که او آشنایی چندانی با دنیای سیاست ندارد. با این حال من شخصا نمی توانم قضاوت کنم او در حال استفاده ابزاری از نداست چون در دل و فکر او نیستم، ضمن آنکه تصور می کنم که او کوشش هایی در راه مبارزه با رژیم اسلامی انجام داده و خواسته سرنگونی رژیم را مطرح کرده که به مذاق نمایندگان سبز دوم خردادی مدافع اصلاحات حداقلی در سیستم فعلی خوش نیامده است. با این حال این نگرانی نیز وجود دارد که ماکان همچون بسیاری دیگر از فعالانی که در پی امواج خبری مطرح شده اند در خودبزرگ بینی غرق شود و به این ترتیب در دامن آفتی بیفتد که جمهوری اسلامی تلاش زیادی برای تقویت آن انجام داده است.

در واقع موضوع از آنجا آغاز می شود ما به راحتی خط قرمز های رژیم واپس گرای اسلامی را پذیرفته ایم. مثل خودسانسوری که امروز بسیاری از روزنامه نگاران با اینکه حتی از ایران فرار کرده اند اما هنوز نتوانسته اند از خودسانسوری رها شوند. یا نمونه دیگر خط قرمزی به نام ولی فقیه است که البته دیگر قداست آن با شعارهای مردم ایران در تظاهرات از بین رفته است. امروز نیز باید این خط قرمزی که دور اسرائیل کشده شده است پاک شود تا به راحتی رژیم اسلامی نتواند سیاست های خود را بر ما اعمال کند و عزیزان ما را به راحتی در زندان ها متهم کند. من اگرچه منکر برخی سیاست های نادرست اسرائیل در قبال صلح خاورمیانه نیستم اما ارتباط با این کشور و سفر به آن را نفی نمی کنم. اسرائیل از شخصیت حقوقی برخوردار است و دشمن سازی ها جمهوری اسلامی تنها به مذاق طرفداران جمهوری اسلامی خوش می آید!

امروز متاسفانه عده ای خود را نماینده این و آن معرفی می کنند و یا حاضر نیستند به کمتر از جایگاه رهبری یک جنبش رضایت دهند. ریشه اصلی این گرفتاری ها در ماکان، نبوی، مسیح و یا آنهایی که امروز پس از فرار از ایران به دروغ و یا با غلو ادعا می کنند در زندان های رژیم به شدت شکنجه شده اند و یا نفش مهمی در فعالیت های داخلی داشته اند تا امتیازی کسب کنند، نیست بلکه این خانه از پای بست ویران است. تا زمانی که استبداد درون ما، که کاملا در وجود همه مان نهادینه شده، از خانه رخت بر نبسته ، و فرهنگ کذایی حاکم بر جامعه ما از سوی رژیم جهل و دروغ و تزویر از بین نرفته، همچنان ظهور و خودنمایی رهبران رنگارنگ و بعضا فصلی جنبش آزادیخواهی و یا حداقل ظهور ژست های روشنفکرمآبانه افراد مختلف و نقش به ظاهر بسیار مهم شان در عرصه مبارزات سیاسی یا حقوق بشری دور از انتظار نخواهد بود.

برچسب‌ها:

سه‌شنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۹

دغدغه‌ های نوروزی خانواده‌ های زندانیان سیاسی / رادیو زمانه

دغدغه‌ های نوروزی خانواده‌ های زندانیان سیاسی / رادیو زمانه

حسن زارع زاده اردشیر
zarezade@gmail.com

بسیاری از خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی شرایط سختی را در روزهای پایانی سال ۱۳۸۸ گذراندند. در هفته‌ی آخر سال گذشته، در حالی که عده زیادی چشم به درهای زندان‌ها دوخته بودند تا سال نو را با عزیزان خود در کنار سفره هفت‌سین تحویل کنند، پخش صدور حکم اعدام برای تعدادی از معترضان به نتایج انتخابات، نگرانی عده زیادی از خانواده های زندانیان سیاسی را تشدید کرد.

عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران یکشنبه گذشته در دیدار قضات دادسرا و محاکم انقلاب تهران با ‌آیت‌‌الله نوری همدانی اعلام کرد شش تن از متهمین حوادث عاشورا به اعدام محکوم شده‌اند و پرونده‌ی آن‌ها در مرحله‌ی تجدیدنظر قرار دارد.

دور بعد نیز، روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد که احکام ٨۶ نفر از معترضین پس از انتخابات قطعی و پرونده‌های آنان برای اجرا به اجرای احکام ارسال شده است؛ تا بدین ترتیب بر دامنه نگرانی‌ها افزوده شود و آن‌ها به دنبال اسامی این محکومان باشند. با تشدید نگرانی‌ها اما بسیاری از خانواده‌ها به دنبال آزادی عزیزان خود در راه زندان و دادگاه اسیر شدند تا بلکه روزنه امیدی بیابند.

در تهران و در برابر زندان اوین، هر روز عده زیادی از خانواده‌های زندانیان و از جمله مادران آن‌ها دست به تجمع زدند. در پایان هر روز عده‌ای از خانواده‌ها خوشحال بودند چرا که زندانیان آن‌ها پس از گذراندن دوره بازجویی اینک با قرار، آزاد می شدند اما تعداد بیشتری نیز غمگین و البته به امید به روزهای دیگر متفرق می‌شدند. برخی از زندانیان افراد شناخته شده‌ای هستند که البته آزادی آن‌ها شرایط خاص خود را دارد. تعدادی از خانواده‌های آن‌ها درخواست مرخصی نیز داده‌اند اما هم‌چنان در انتظار به سر می‌برند. ضمن آن‌که تعدادی نیز مجبور شده‌اند نامه‌ها و شکوائیه‌هایی در این زمینه تنظیم کنند.

خانواده محمد پورعبدالله، دانشجوی زندانی، در نامه‌ای به محمد می‌نویسند: دومين عيدی‌ست که چشمان سبز و زيبای‌ات به جای سين هشتم سفره ما در دالان‌های تنگ و تاريک زندان به سرخی می‌گرايد. و اين دومين عيدی‌ست که ما در انتظار آزادی تو هستيم و قلب‌های خود را خانه‌تکانی کرده‌ايم تا بهار آزادی تو را در آن جشن بگيريم. ما هم‌چنان به بی‌گناهيت ايمان داريم. اميد است گوش‌های شنوا و چشمان بينايی باشند تا درد هجران ما را بشنوند و ببينند و تو را به آغوش ما باز گردانند.

مادر حسین درخشان، وبلاگ‌نویس، که از ۱۷ ماه پیش بازداشت شده و در حال حاضر در زندان اوین است، برای دومین بار در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه، خواستار روشن‌شدن وضعیت او شد. در این نامه خطاب به صادق لاریجانی، آمده است:

«دومين عيد دربند بودن حسين ما در حالی رقم می‌خورد كه هنوز از شرح اتهامات او بی‌اطلاعيم. نمی‌دانيم قرار است در چه تاريخی و در كجا پرونده او به كدام دادگاه تقديم شود و تا كی قرار است دامنه وعده‌های مكرر مسوولان قضايی در محيط صبر و حوصله ما وسعت بگيرد.»

و خانواده شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر، در نامه‌ای به شیوا چنین می‌نویسند:

«شیوا جان! تا امروز ۹۰ روز است که دوباره در بند ۲۰۹ زندانی هستی و ما این ماه آخر سال را هر روز منتظر بودیم تا زنگ تلفن به صدا در آید و خبر آزادی تو نیز مانند بقیه به ما داده شود، ولی مثل این که اراده‌ی قوی‌تری خواهان در بند بودن تو است. شیوا جان، برای ما بسیار سخت است باور کنیم که سال نو را بدون حضور تو آغاز می کنیم... نه! به تو قول می‌دهم که برای ما «نمی شود» که سال نو بشود، سال نوی ما می‌ماند تا تو بیایی.»

و مهسا امرآبادی همسر مسعود باستانی، روزنامه‌نگار دربند، در روزهای پایانی سال، مطلب‌ای را با عنوان «مسعود می‌گوید..» منتشر کرده است. وی در این مطلب برخی از گفته‌های همسر زندانی‌اش در ملاقات اخیرشان را نقل می‌کند. مسعود می‌گوید: عید امسال در خانه هفت‌سین بچین! آینه‌ای بگذار و سبزه‌ات را در مقابلش قرار بده اما امسال ماهی قرمز سفره هفت‌سین را در تنگ بلور محبوس نکن!

همسر پیمان عارف دانشجوی زندانی نیز در نامه‌ای به دادستان تهران می‌نویسد:

«آقای دادستان می‌خواهم همسرم، پیمان، برسر اولین سفره هفت‌سین مشترکمان باشد امروز ۹ ماه تمام از دستگیری همسرم در پی برگزاری آنچه که «انتخابات» می‌نامندش می‌گذرد. و در این روزها‌ی دوری و فراغ، در تمام آن ۸۰ روز انفرادی و بی‌خبری و در این ۶ ماه ملاقات‌های همراه با اهانت مامورین زندان، آن ملاقات‌های کوتاه ۲۰ دقیقه‌ای و تماس‌های تلفنی روزی ۳ دقیقه‌ای از خودم می‌پرسیدم چرا شمایان چنین دل پری از همسرم و سایر روزنامه‌نگاران و فعالین سیاسی و مدنی دارید؟ آقای دادستان شما با دستور ممانعت از تمدید مرخصی، در آستانه سال جدید کام خانواده‌ای را تلخ کردید! برایتان از خداوند در سال آینده تلخ‌کامی آرزو نمی‌کنم، که ما از رنج و محنت انسان‌ها لذت نمی‌بریم!»

بسیاری از این زندانیان نه تنها به مرخصی نیامدند، بلکه تعداد دیگری در هفته گذشته و روزهای منتهی به سال نو دستگیر شدند که از آن جمله می‌توان به بازداشت مجدد مهدی عربشاهی، فعال دانشجویی، سمیه فرید، فعال حقوق زنان آن هم در شرایطی که به دنبال پیگیری وضعیت همسر زندانی خود حجت منتظری بود و نیز بازداشت یاسر معصومی و عماد وهاور دو فعال ملی مذهبی اشاره کرد.

در میان زندانیان سیاسی افرادی مانند حشمت الله طبرزدی ، علی بیکس، بهاره هدایت و مجید توکلی نیز دیده می شوند که پیش‌تر نیز چندین نوروز را در زندان سپری کرده‌اند و یا زندانیان سیاسی دیگری مانند بهروز جاوید تهرانی که چندین سال است سفره هفت‌سین ندیده است، چرا که نه تنها مرخصی نداشته بلکه به عنوان تبعیدی در زندان گوهردشت کرج و در شرایط سختی روزگار می‌گذراند.

بدین ترتیب، بسیاری از خانواده‌های زندانیان سیاسی بدون حضور عزیزان خود در پای سفره هفت‌سین به استقبال نوروز رفتند تا بخش‌نامه رییس قوه قضائیه آیت‌الله لاریجانی مبنی بر اعطای مرخصی دو هفته‌ای به زندانیان تحقق پیدا کند.

بالاترین مقام قضایی جمهوری اسلامی در بخش‌نامه خود از واحدهای قضايی و دادسراهاي سراسر كشور خواسته بود: به زندانيان واجد شرايط با اخذ تامين لازم در تعطيلات عيد نوروز مرخصي اعطا کنند، اما محکومان جرائم اقدام علیه امنیت کشور که در واقع همان متهمان سیاسی هستند را مستثنا کرد تا هیج زندانی سیاسی از جمله معترضان به نتیجه انتخابات هم‌چنان در زندان بمانند.

برچسب‌ها:

جمعه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۸

از ۱۸ تیر ۷۸ تا خرداد ۸۸ / گفتگوی زارع زاده در رادیو کوچه

گفت‌و‌گو با اردشیر زارع‌زاده در مورد حمله به کوی دانشگاه

«از ۱۸ تیر ۷۸ تا خرداد ۸۸»

۱۳۸۸ اسفند ۲۷

سام شریف / رادیو کوچه

زمانی که تصاویر حمله گارد ویژه نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها به کوی دانشگاه از تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی منتشر شد بسیاری از خاطرات تلخ یک دهه گذشته ۱۸ تیر ۱۳۷۸ برای افراد زنده شد. در آن هنگام سید محمد خاتمی رییس جمهور ایران بود و دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام دست به تجمع زدند و متعاقب آن نیروهای لباس شخصی و نیروی انتظامی به کوی دانشگاه حمله کردند و طی آن دو نفر به نام‌های «عزت‌اله ابراهیم‌نژاد» و «فرشته علی‌زاده» کشته شدند. تجمع ۱۸ تیر در خواب‌گاه کوی دانشگاه در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام بود.

این روزنامه در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به جرم چاپ‌نامه محرمانه «سعید امامی» به «قربا‌ن‌علی دری نجف‌آبادی» وزیر اطلاعات برای تهدید مطبوعات‌، توقیف و توسط دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد. دادگاهی که در جریان آن «محمود احمدی‌نژاد» و «کامران دانشجو» از شاکیان خصوصی آن بودند. شاید کمتر کسی باور می‌کرد یک دهه بعد در یورش به کوی دانشگاه یکی رییس جمهور ایران و دیگری وزیر علوم باشد. با «اردشیر زارع‌زاده» از رهبران سابق جبهه متحد دانش‌جویی از رادیکال‌ترین گروه‌های دانش‌جویی آن زمان و هم‌چنین از بنیان‌گذاران کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی گفت‌و‌گو کردیم. با او که از دست‌گیر‌شدگان ۱۸ تیر بوده در مورد شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو حادثه و همچنین چالش‌های پیش روی جنبش دانش‌جویی سخن گفتیم. او در این موارد به رادیو کوچه گفت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

برچسب‌ها:

سه‌شنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۸

افشای شکنجه مهندس حشمت الله طبرزدی در بیانیه خانواده وی

انتشار از کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

به نام دوست که ناظر، همه اوست

همچنان که به سال جدید خورشیدی نزدیک می شویم خیل عظیم دانشجویان، روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، لحظات خود را در زندان های مخوف جمهوری اسلامی سپری می کنند. در این میان مهندس حشمت اله طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران، از این قاعده مستثنی نبوده است و با وجود پشت سر گذاشتن حکم هفت ساله ی خود که در خرداد ماه سال 1387 به پایان رسید، با شکنجه ها و بازجویی های ماموران رژیم جمهوری اسلامی دست و پنجه نرم می کند.

مهندس طبرزدی صبح روز 7ام دی ماه سال جاری، فردای عاشورا، در منزل توسط وزارت مخوف اطلاعات بازداشت و به بند 240 اوین منتقل شد. در پی بی اطلاعی خانواده و وکیل از وضعیت و مکان دقیق طبرزدی و بعد از گذشت 20 روز، وی با منزل خویش تماس کوتاهی داشت تا با وجود فشار شدید، خانواده را از وضع نسبی و مکان نامناسب خود آگاه سازد. با آن تماس، خانواده تنها دریافتند که مهندس طبرزدی در انفرادی و تحت بدترین شرایط، بازجویی می شود.

به موازی این اتفاقات، وکیل ایشان جناب آقای محمد اولیایی فر از طریقی و به طور غیر مستقیم مطلع شد که طبرزدی در انفرادی 240 سپاه پاسداران می باشد. در این میان اما خانواده ی طبرزدی از ویروس ماموران وزارت اطلاعات مصون نماندند و همواره از طریق تماس تلفنی از سوی مکانی موسوم به دفتر پیگیری مورد تهدید واقع شدند. آنها خواهان جلب همسر مهندس طبرزدی خانم محبوبه علینقیان و آقای مجید علیمی داماد ایشان بودند که با مقاومت خانواده و عدم بروز ضعف از این امر غیر قانونی صرف نظر نمودند. البته، این فشار از اسفند ماه سال 87 آغاز شد و تا ابتدای بهمن ماه امسال (88) ادامه داشت.

آنچه روشن است این عمل ماموران وزارت اطلاعات به دلیل فشار بر شخص مهندس طبرزدی بوده است که از این طریق ایشان را از خواسته های بر حقش منصرف نموده و بتوانند در بازجویی های خود علیه وی اتهامات واهی اعلام نمایند.

در ادامه واضح گشت که برای طبرزدی به مدت 60 روز یعنی تا تاریخ 7 اسفند ماه، بازداشت موقت در نظر گرفته شده است که در این مدت بازپرس پرونده بتواند به حد کمال از طبرزدی باز جویی به عمل آورد.

تماس دوم طبرزدی با خانواده در حالی صورت گرفت که ایشان هنوز در مکان قبلی نگه داری می شد و خانواده دریافتند فشار بازجو در زندان بر ایشان افزایش یافته است اما طبق معمول حتی تهدید به حکم اعدام نتوانست طبرزدی را از افکار حق جویانه ی خویش منصرف گرداند.

شایان ذکر است در این مدت با وجود تلاش وکیل، دیدار با طبرزدی میسر نگشت تا این که در پی تماس سوم طبرزدی با خانواده که در تاریخ 4 اسفند ماه سال جاری صورت گرفت مشخص شد فشار بازجویی های پی در پی کاهش یافته و طبق گفته ی بازپرس پرونده، رای ایشان از دادسرا به بیدادگاه انقلاب اسلامی ارجاع شده است که در پی آن، شعبه ی مربوطه اماده شد تا رای خود را مبنی بر اتهامات طبرزدی که صد البته ساختگی و به مانند گذشته از روی بغض و کینه ی جمهوری اسلامی می باشد اعلام کند.

با این وجود خانواده ی طبرزدی به بیدادگاه انقلاب مراجعه نمودند و با وجود جواب های مبهم و کار شکنی بازپرس پرونده، یک تن از اعضای خانواده موفق شد روز 5شنبه مورخ 6 اسفند ماه سال جاری با آقای طبرزدی، البته به صورت غیر حضوری و در پشت کابین محصور به میله، ملاقات کند تا اوین ملاقات او پس از دستگیری انجام شود. پسر ایشان، علی طبرزدی، پس از دیدار با وی شرایط روحی و جسمی طبرزدی را مثبت ارزیابی کرد. مهندس طبرزدی در این دیدار، پرده از اعمال شدید فشار بازجویان و شرایط افتضاح سلول های انفرادی برداشت. ایشان گفت بازجویان بارها وی را به حکم اعدام تهدید کرده اند و روزها در زندان انفردی عاری از حداقل امکانات بهداشتی و رفاهی نگه داری شده است. همچنین همسر طبرزدی که توانست در ملاقات بعدی حاضر شود، او را لاغر ، با سر تراشیده و موهای سفید دیده است. به گفته ی مهندس حشمت اله طبرزدی، فحاشی، ضرب و شتم مکرر و تهدید به اعدام وی در زمان بازجویی برای بار نخست در تاریخ بازداشت های وی صورت گرفته که خانواده را به شدت نگران ساخته است.

با این وجود با شناخت از روحیه ی محکم مهندس طبرزدی و طبق گفته ی خود ایشان، این حربه هم راه به جایی نبرده است. نکته دیگر این که پیرو دیگر اکاذیب بازجویان و ماموران هنگام بازجویی ها به طبرزدی گفته شده بود که خانواده ات در بازداشت و تحت فشار به سر می برند!!! این است حکومت اسلامی؟!؟!

طبرزدی خواستار دیدار با وکیل خود می باشد که تا به امروز این امر نه تنها امکان پذیر نبوده بلکه وکیل ایشان آقای اولیایی فر نیز بازداشت شده است. در غیر این صورت هر گونه اتهام وحکم احتمالی را از سوی بیدادگاه انقلاب، به طور مشخص، غیر قانونی و ضد حقوق بشر می داند.

ایشان به هیچ وجه مایل به حضور در بیدادگاه انقلاب اسلامی نیست و همواره تشکیل دادگاه بدون هیات منصفه را غیر قانونی می داند.

خانواده ی مهندس حشمت اله طبرزدی خواستار رسیدگی هرچه سریعتر به وضعیت وی هستند و از تمام مجامع حقوق بشر می خواهند مقابل این اعمال وحشیانه ی رژیم مستبد جمهوری اسلامی تدبیر عادلانه بیندیشند.

به امید آن که سایه ی سیاهی از ایران عزیز،رخت بربندد.
نوشته شده از سوی خانواده ی زندانی سیاسی، مهندس حشمت اله طبرزدی
اسفند ۱۳۸۸

انتشار از کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

برچسب‌ها:

جمعه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۸

گفتگو با حسن زارع زاده ارشیر در تلویزیون پارس در مورد سرکوب مدافعان حقوق بشر از جمله محمد اولیایی فر

برچسب‌ها:

گفتگوی رادیو کوچه (اردوان روزبه) با حسن زارع زاده ارشیر در مورد سرکوب مدافعان حقوق بشر

«بازجویی اولیایی فرد بدون تفهیم اتهام»

۱۳۸۸ اسفند ۲۱

اردوان روزبه / رادیو کوچه

در روزهای گذشته شاهد دست‌گیری‌های دیگری از فعالان مدنی و اجتماعی بوده‌ایم. فشار بر اعضای کمیته گزارش‌گران حقوق بشر و سایر فعالان مدنی از جمله مواردی بوده است که در ظرف دوهفته قبل به عنوان دور تازه‌ای از دست‌گیری‌ها یاد می‌شود.

این از سویی است که تعدادی از فعالان مدنی نیز در روزهای گذشته آزاد شده اند. یکی از دست‌گیر شد‌گان روزهای گذشته «محمد اولیایی‌فرد» وکیل و فعال مدنی است که پیش از این پرونده‌های تعدادی از فعالان اجتماعی و سیاسی دست‌گیر شده را دفاع کرده است.

«ناصح فریدی» دبیر انجمن اسلامی تربیت معلم کرج، پرونده اعضای هیت‌مدیره کارگران هفت تپه، «بهنود شجاعی» نوجوان اعدام شده در ایران و گروهی از بهاییان محروم از تحصیل از جمله موکل‌های او بوده‌اند.

سال گذشته وی به دلیل نامه‌ای که به رییس قوه قضاییه در خصوص اعدام بهنود شجاعی نوشت به دادگاه احضار شد و با اتهام‌های مختلف به پرونده وی از جمله اقدام علیه امنیت ملی محکوم به یک سال زندان شد.

وی در هفته گذشته برای بررسی پرونده یکی از موکل‌هایش یعنی آقای فریدی به دادگستری رفته بود که توسط اجرای احکام به زندان منتقل شده است. خبر می‌رسد اولیایی‌فرد در زندان انفرادی به سر می‌برد و تحت بازجویی قرار دارد.

در خصوص دست‌گیری محمد اولیایی‌فرد وکیل دعاوی و فعال مدنی که مشاور حقوقی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی نیز بوده است با «اردشیر زارع‌زاده» سخن‌گوی این کمیته در خارج از کشور گفت‌و‌گویی را انجام داده‌ام.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

آقای «اولیایی‌فرد» مشاور حقوقی شما در کمیته «دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی» بود، که دست‌گیر شده است. آیا می‌توانید آخرین وضعیت ایشان را برای ما توضیح دهید؟

آقای اولیایی‌فرد که صبح روز دوشنبه دست‌گیر شد در سلول انفرادی در بند ۲۴۰ زندان اوین باید تحت بازجویی باشند. البته او به دلیل پرونده‌ای که برای او در دادگاه انقلاب شعبه ۲۶ تشکیل شده بود، در ارتباط با پرونده «بهنود شجاعی» که به اعدام محکوم شد و به چوبه دار سپرده شد، به ۱ سال زندان محکوم شد. این پرونده به دادگاه تجدید نظر رفت. به او ابلاغ نشده بود که این حکم تایید شده و به شعبه دیگری در دادگاه انقلاب احضار شد. اما نه در ارتباط با پرونده خودش بلکه در ارتباط با پرونده موکلش آقای «ناصح فریدی» احضار شده بود. اما پس از آن‌که او را به دادگاه کشاندند از او خواستند که به مرکز اجرای احکام برود که در آن‌جا او را بازداشت کردند و به زندان اوین و سلول انفرادی بردند.

اما در ظاهر آقای اولیایی فرد به خاطر تحمل حبس یعنی ۱ سال زندان که برایش بریده شده بود باید به زندان می‌رفت. چرا از او دوباره بازجویی انجام می‌شود؟

اولن او را به خاطر موکلش احضار کردند. بنابراین بازداشت او خلاف قانون است. دوم این‌‌که وقتی کسی حکمی دریافت می‌کند باید قانونن به او ابلاغ شود که این اتفاق نیفتاده است. اگر بر فرض این‌‌که این کار قانونی بوده باشد، باید او را به بند عمومی منتقل می‌کردند نه به بند انفرای که زیر نظر قوه قضاییه و سپاه پاسداران است.

اما در ارتباط با این نکته که چرا او را بازداشت کردند و تحت بازجویی است و در سلول انفرادی قوه قضاییه و سپاه پاسداران است، علاوه بر این‌که وکیل پایه یک دادگستری است فعالیت‌های حقوق بشری دارد و با تمام خطراتی که متوجه او بود اما پرونده‌های سیاسی یا پرونده‌های بعضی از نوجوانانی که به اعدام محکوم بودند را قبول کرد. فارغ از این‌که آن‌ها چه ایدئولوژی‌ها یا گرایش‌های سیاسی دارند، او به عنوان مدافع حقوق بشر راستین وارد صحنه شد و فعالیت کرد. احتمالن برای انتقام‌گیری یا این‌که او دست از کارش بر‌دارد خواستند که برخورد کنند.

اشاره کردید به پرونده‌هایی که مفتوح دارد‌. از جمله پرونده «ناصح فریدی»، از اعضای شورای مرکزی شما. با این وضعیت تکلیف پرونده آقای فریدی چه خواهد شد؟

آقای فریدی به شش سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. او بعد از تظاهرات انتخابات جز دست‌گیر شدگان اولیه بود که مدت‌ها در زندان ماند و بعد این حکم را دریافت کرد. این حکم به دادگاه تجدید نظر رفت اما آقای اولیایی‌فرد مهلت ده روزه گرفت که لایحه‌ای را هم به این دادگاه ارایه دهد. این لایحه هم به دادگاه داده نشد و این پرونده بدون وکیل بررسی می‌شود و آقای ناصح فریدی که او هم فعال حقوق بشر است و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران بود، احتمالن حکم سنگینی را دریافت می‌کند. باید ببینیم دادگاه تجدید نظر چه جوابی خواهد داد.

آیا می‌توانید گزارش کوتاهی در ارتباط با فعالیت کمیته به ما دهید و در حال حاضر شرایط اعضای مرکزی کمیته در ایران و دیگر فعالان به چه نحوی است؟

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ده سال پیش در ایران تاسیس شد. فعالیت‌هایی برای دفاع از زندانیان سیاسی و کمک به خانواده‌ی آن‌ها از نظر حقوقی، مادی، معنوی که یک اقدام حقوق بشری است، انجام می‌دهد. در این سال‌ها اقدام‌های قابل توجهی انجام شده که در کنار آن فعالیت‌های اطلاع رسانی هم است. از اعضای آن در طی چند ماه گذشته تعداد قابل توجهی زندانی شدند.

در حال حاضر آقای «علی بیکس» عضو شورای مرکزی این کمیته که بعد از انتخابات دست‌گیر شدند، به هفت سال زندان محکوم هستند. «امیر‌حسین فتوحی» هفته گذشته بعد از چند هفته بازداشت آزاد شد. او از دانشجویان و مدافعان حقوق بشر است که در حال حاضر با وثیقه آزاد است. آقای «فریدی» به شش سال زندان محکوم شدند اما با وثیقه آزاد است. اعضای زیادی از این کمیته دست‌گیر و روانه زندان می‌شدند. مانند «شیوا نظر‌آهاری» که دبیر این کمیته بود و الان سخنگوی کمیته گزارش‌گران حقوق بشر است. «کوهیار گودرزی» هم همین‌طور. این‌ها مدافعین حقوق بشری هستند که تحت فشار قرار دارند. من که با تهران صحبت می‌کردم گفتند که نظر‌آهاری و گودرزی به خاطر این‌که در برابر بازجویان ایستادند و بازجویی پس نمی‌دهند، بیشتر تحت فشار هستند.

علی‌رغم این‌که خانواده‌ی شیوا نظر‌آهاری دویست میلیون تومان وثیقه تودیع کرده‌اند اما بازجویان جلوی آزادی او را گرفتند و حتا کوهیار گودرزی را هم به خاطر این‌که در برابر بازجویان و اتهامات آن‌ها ایستادگی کرده، مورد ضرب‌و‌شتم قرار دادند. اتهاماتی که به کوهیار زدند بی‌اساس است . مثل ارتباط با «سازمان مجاهدین» و موارد مشابه که خیلی بی‌خود است. زیرا دلایل مشخصی ندارند. به عنوان مثال یکی از دوستان می‌گفت: «در پرونده من ذکر شده که چون شما با آقای « اردشیر زارع‌زاده» ارتباط دارید پس منافق هستید. در حالی‌که من هیچ‌گونه ارتباطی با سازمان مجاهدین‌خلق ندارم.» مشخص نیست که چرا این مسایل را مطرح می‌کنند و می‌خواهند این افراد را با این اتهامات مورد سرکوب قرار بدهند.

  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Twitter
  • FriendFeed
  • Printemail

برچسب‌ها:

Free Blog Counter